مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٥
و اين نوع تاريخ نگارى كه در ميان تاريخ نويسان قديمى، رواج كامل داشت.
در حالى كه در تاريخ تحليلى، مورخ به آن چه كه ديده يا شنيده و يا خوانده است، اكتفا نمىورزد او نخست اطلاعات لازم را گرد مى آورد، آن گاه علل حادثه را مورد تجزيه و تحليل قرار مى دهد و علل و نتايج آن را يادآور مى شود.
اين نوع از مورخان، تاريخ را به گونه اى مى نويسند كه خواننده خود را، در وسط حادثه احساس مى نمايد، وقتى خطابه قهرمانان را نقل مى كند، صحنه را به گونه اى ترسيم مى كند كه خواننده تاريخ، تصور مى كند كه در برابر آن قهرمان قرار گرفته و سخنان او را مى شنود، گاهى مورخ از تاريخ، درس هاى آموزنده اى را به خوانندگان خود مى آموزد و از اين طريق اثرات عميقى در آنان مى گذارد.
افرادى كه در تاريخ اطلاعات عميقى دارند، در تحليل حوادث و تشخيص حق و باطل، از اسناد و مدارك كمك مى گيرند واز لا به لاى نقل هاى متفاوت و متضاد، سيماى حقيقت را نشان مى دهند.
اين نوع تاريخ نگاران، تاريخ را از عرصه حوادث گذرا، به مجلس بحث و درس مى برند و از آن به عنوان ماده خام، به نتايج ارزنده اى دست مى يابند.