مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٦
حقيقت انكار دخالت آنان در توليد حركت و نفى نقش آن ها در پيشبرد تاريخ انسانى است. واين برخلاف حقيقتى است كه انسان غير پيشداور، از تاريخ لمس مى كند. و در فصل چهارم در اين موضوع نيز سخن خواهيم گفت.
در پايان يادآور مى شويم كه نقش نوابغ هميشه مثبت نبوده و گاهى نيز منفى مى باشد، نقش منفى موقعى خواهد بود كه نابغه بخواهد از نبوغ خود در غير آن مورد، نتيجه بگيرد. اگر مثلا يك نابغه نظامى مانند نادر، اداره مملكت را به دست بگيرد آن وقت است كه براى ملتى، فاجعه اى خواهد بود زيرا نادر وقتى كه در سنگر نظامى بوده، مى درخشيد، پيروزى پس از پيروزى نصيب او مى گشت، دشمنان را تار و مار مى ساخت ولى وقتى كه به فكر سلطنت و اداره كشور افتاد، دوستان خود را كشت، چشم ها از حدقه درآورد و نكته آن اين است كه نابغه ها، از يك جهت نابغه هستند نه از تمام جهات، و اگر در غير آن جهت مصدر كار شوند فاجعه آفرين خواهند شد.