مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨
ساكنانش بر كشتى كه زمام كشتى را در اختيار مى گيرند و در مقابل امواج او را هدايت مى كنند چنان كه مى فرمايد:
(و هى تجرى بهم فى موج كالجبال...) (هود / ٤٢).
«كشتى آنان را از ميان امواج كوه پيكر عبور مى داد».
و از آن جا كه آنان بر چنين مركب رهوار و قاره پيماسلطه و استيلا پيدا مى كنند خدا دستور مى دهد كه او را ستايش كنيد: (قل الحمد لله).
اين آيات و ديگر آيات حاكى است كه تفسير «استوا» بر جلوس و قعود و يا استقرار مادى صحيح نيست بلكه استيلا و سلطه اى است كه با شخص مستولى همراه مى باشد و استيلاى هر چيثزى به نسبت خود اوست. اتفاقاً در لغت عرب نيز كلمه «استوا» به معنى «استيلا» زياد به كار مى رود.
اخطل درباره ى «بشر» برادر عبدالملك كه بر عراق تسلط يافت چنين مى گويد:
قد استوى بشر على العراق *** من غير سيف و دم مهراق
بشر بى آن كه شمشير بكشد و خونى بريزد بر عراق استيلا يافت.
شاعرى ديگر مى گويد:
فلمّا علونا و استوينا عليهم *** تركناهم صرعى لنسر و كاسر
هنگامى كه بر آنان دست يافتيم، آنان را به خاك افكنديم تا طعمه كركس ها و درندگان شوند.
در اين موارد هرگز جلوس و قعودى مطرح نيست، مقصود فتح و پيروزى و سلطه و استيلا مى باشد و اين خود مى رساند كه معنى اساسى اين كلمه، استيلا است و اگر هم با جلوس و نشستن توأم گشت، ناظر به خصوصيتى است كه در آن