مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٧
١. رعايت حقوق انسان هاى ديگر.
٢. رعايت حقوق جامعه.
هر كسى مى تواند تا جايى كه باعث مزاحمت براى ساير شهروندان نيست، هر طور كه مى خواهد بينديشد و رفتار كند و در اين ميان تفاوتى بين ديندار و بى دين نيست.
از حقوق تك تك انسان ها به عنوان شهروندان جامعه ليبرال گذشته، رفتار اجتماعى هر كس نبايد آسيبى به حقوق «اجتماع» به عنوان يك كل، وارد كند، چه بسا رفتار كسى، آسيبى به حقوق هيچ شهروندى به عنوان يك فرد انسان نرساند، امّا اساس اجتماع و موجوديت آن جامعه و اركان حكومت و نظام را متزلزل سازد.
افشاى اسرار و اطلاعات نظايم، اقتصادى و سياسى جامعه، گرچه به طور مستقيم به هيچ يك از شهروندان جامعه آسيبى نمى رساند و در زندگى خصوصى آنان رخنه اى ايجاد نمى كند، امّا چه بسا باعث هجوم بيگانگان به مرزهاى جغرافيايى يا ساقط كردن حكومت و... گردد. از اين روى در همين جوامع كه به عنوان نماد حكومت هاى آزاد مطرحند، آزادى فردى انسان ها به معناى «رهايى مطلق» نيست و آزادى هر رد، محدود به حقوق فردى ساير شهروندان و نيز حقوق جامعه به عنوان يك كل است.[١]
جان استوارت ميل، يكى از متفكران ليبراليسم معتقد است:
«رفتار فرد در جامعه مبتنى بر دو شرط مهم و اساسى است:
شرط اوّل اين است كه افراد به منافع همديگر يا در واقع به يك رشته منافعى
[١] فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات و ديگران، ص ٤٥٢.