مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١١
ارتداد بر او دست بكشد. از دلايلى كه گذشت نتيجه مى گيريم كه نه تنها وجود سؤال و ترديد و شبهه علمى ـ كه اعمالى غير اختيارى هستند ـ موجب ارتداد نيست، بلكه حتى انكارى كه از روى مشكل فكرى و ناتوانى از پاخسگويى به شبهات و سؤال هاى معرفى و علمى ناشى شده است، موجب مرتد شمرده شدن فرد نمى شود. مرتد كسى است كه از روى آگاهى و يقين، به معارف و اصول اسلام پى برده است، و سپس آن ها را بدون هيچ گونه دليل علمى و منطقى ردّ و انكار مى كند. به عبارت ديگر مشكل مرتد، مشكل علمى و فكرى نيست، بلكه مشكل عملى و سربرنتافتن در مقابل برهان و استدلال است كه با عناد و لجبازى در مقابل حقيقت ايستادگى مى كند. طبيعى است كه راه برخورد با مشكلات علمى افراد، استفاده از منطق و استدلال، و شيوه ى برخورد با افراد لجوج و عنود، استفاده از برخورد عملى است.
بنابراين در پاسخ اين سؤال كه ايا ماهيت ارتداد از نوع سؤال و ابهام و اعتقاد نداشتن است يا از نوع انكار و اعتقاد به عدم، بايد گفت كه ماهيت ارتداد از نوع دوم، يعنى انكار و اعتقاد به عدم است. از اين رو فردى كه در مورد اصول دين خود به پرسشگرى پرداخته و يا هنوز در تحقيقات خود به اعتقاد راسخى دست نيافته است، مرتد شمرده نمى شود. مرتد كسى است كه در مقابل دلايل علمى و استدلالات منطقى سر فرود نمى آورد و عنودانه و لجوجانه، به انكارى جاهلانه دست مى زند.