مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٠
فقيهان شيعه نيز كه نافيان قياس هستند، مى گويند احاديث ائمه اهل بيت(عليهم السلام)آن چنان وسيع و گسترده است كه مى تان احكام همه موضوعات را از كتاب و سنت و عقل استنباط كنيم، و نيازى به قياس نيست. و لذا فقط در موردى به قياس عمل مى كنند كه «علت» صريحاً در شريعت مقدسه بيان شده باشد، مثلا بفرمايد: «الخمر حرام لكونه مسركاً» از اين جهت به حرمت هر نوع مسكرى پى مى بريم.
اتفاقاً عمل فقيهان اعم از عاملان و يا نافيان و كوشش براى بيان احكام همه موضوعات نشانه اين است كه اسلام در همه موارد حضور دارد، و «منطقة الفراغى» (به اصطلاح نويسنده) موجود نيست، زيرا بى جهت نبود كه اين همه رنج بكشد تا احكام هزاران موضوع را از كتاب و سنت استخراج كنند.
شگفت اينجاست كه نويسنده در ذيل همين بخش مى نويسد: فلسفه احكام و قواعد كلّى مثل «قاعدة لا ضرر» نشانه عرفى بودن دين است.
در گذشته يادآور شديم كه احكام اسلامى آن چنان كلى و پويا و زيباست كه مى تواند بسيارى از مشكلات را حل كند و قاعده لا ضرر و لا حرج و ديگر قواعد فقهى از اين مقوله است.
شايسته بود نويسنده به جاى آن كه عرف را توسعه بدهد، دين را توسعه مى داد، زيرا ابزار دين، آن چنان پويا و زاياست كه مى تواند حكم هر موضوعى را صادر سازد.
ما در اين جا به دلايل عرفى بودن دين از نظر نويسنده پرداختيم امّا جزئياتى در كلمات او هست كه نيازى به نقد و پذيرش ندارد، ولى در پايان سخنى داردكه ناگزير بايد به تحليل آن بپردازيم.