مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٩
نهاد در حالى كه همه ى افراد در تخاذ عقيده ى صحيح، شرايط لازم را ندارند و از طرفى تبليغات زهرآگهين بر ضدّ حق و حقيقت فراوان است. آيا در چنين شرايطى بگوييم بشر در انتخاب عقيده آزاد است و نمى توان فردى را به خاطر عقيده اش نكوهش كرد؟
فرض كنيد گروهى در فكر احياى نازيسم، نژاد پرستى، يا تبعيض نژادى در جامعه باشند، و به اين اصل، اعتقاد راسخ دارند، آيا نويسندگان اعلاميه ى حقوق بشر بر چنين عقيده اى نيز صحّه مى گذارند در حالى كه عقيده در درون انسان پنهان نمى ماند، و در رفتار اثر مى گذارد، و حركت هايى بر ضدّ مصالح عمومى پشت سر مى آورد.
تروريسم نيز براى خود مكتبى است. اين گروه كه مردم بى گناه را به خاك و خون مى كشند نيز خواهان آزادى هستند. آيا مى توان چنين عقايدى را نيز آزاد گذاشت؟
گاهى تصوچر مى شود هر نوع عقديه اى گرچه خطرناك باشد; آزاد است مادامى كه صاحب آن دست به اقدام عملى نزند و شورش نكند. ولى اين نوع تبعيض در تصحيح آزادى، خيالى بيش نيست، عقيده هيچ گاه بىواكنش نبوده و اثر خود را در شرايط خاصى نشان مى دهد.
گروه هاى گانگستر و جانيان بالفطره و مافيايى كه بر اثر يك رشته آموزش هاى حرفه اى به صورت عنصر خطرناكى در مى آيند، آيا اين گونه آزادى عقيده، براى آن ها نيز معتبر است؟
از اين بيان نتيجه مى گيريم كه آزادى يكى از مواهب الهى است، و بشر به صورت فطرى، به آن گرايش دارد، و هر نوع قيد و بند را برخلاف آفرينش خود