مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥١
نخواهند ماند. چنان كه مى فرمايد:
(و قالوا لن تمسّنا النار الاّ ايّاماً معدوده....).[١]
«ما جز چند روزى در آتش نخواهيم بود».
و ثالثاً: آنان رستگارى را در گروه نصرانى و يهودى بودن مى انگاشتند و انتساب به اين دو گروه را در رستگارى كافى مى دانستند و ابراهيم را نيز به يكى از آن دو فرقه منتسب مى كردند، چنان كه مى فرمايد:
(و قالوا كونوا هوداً أو نصارى تهتدوا...).[٢]
«گفتند: اگر يهودى و يا نصرانى شويد هدايت مى يابيد».
خدا در مقابل اين ادعاى خودخواهانه آنان، يادآور مى شود كه رستگارى در گرو آن چه شما مى گوييد نيست، نه يهودان فرزندان خدا و محبوبان درگاه او هستند و نه نصارى، و نه هدايت بر محور يهودى بودن و نصرانى بودن مى چرخد، بلكه رستگارى از آن ايمان به خدا و عمل صالح است، نه در گرو اين نام هاى تهى و خودخواهى هاى بى جهت و لذا در آيه ديگر مى فرمايد:
(... تلك أمانيهم قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين * بلى من أسلم وجه لله و هو محسن فله أجره عند ربّه ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون).[٣]
«آن چه يهود و نصارى مى گويند آرزو و خيال خامى بيش نيست، بگو اگر راستگو هستيد بر گفتار خود گواهى بياوريد، بلكه رستگارى از آن كسى است كه تسليم خدا شود در حالى كه او نيكوكار است، پس براى او پاداشى نزد پروردگار
[١] بقره / ٨٠.
[٢] . بقره / ١٣٥.
[٣] . بقره / ١١١ ـ ١١٢.