مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٢
صورتى صحيح است كه هر نظرى بخشى از واقعيت شىء را تشكيل دهد، به گونه اى كه اگر مجموع آن ها را در نقطه اى گرد بياوريم معرف كامل شىء باشد، مثلا هرگاه كسى به انسان از ديده تفكر بنگرد او را در قالب انسان متفكر معرفى كند مى گويند از زاويه انديشه بر او نگريسته است، و هرگاه فردى از عالمان اخلاق از نظر غرايز به او بنگرد و او را موجودى ذى غرايز و احساساتى معرفى كند مى گويند از اين منظر به او نگريسته اند، هرگاه مجموع آن ها را در نقطه اى گرد بياوريم مكمل يكديگر مى باشند.
در حالى كه اين شرط در نگاه انبياء به تعبير نويسنده موجود نيست، يكى خدا را واحد واحد، يكتا و بسيط معرفى مى كند، و ديگرى آن را متعدد و مركب، مسلماً يكى از اين دو منظره باطل است، و قابل جمع نيست.
عين اين سخن در آموزه هاى عملى حاكم است، يكى عملى را در شريعت خود حرام و ديگرى آن را حلال معرفى مى كند، اين اختلاف را نمى توان اختلاف نظرگاه ناميد، اختلاف نظرگاه بايد مكمل يكديگر باشند نه مباين و مخالف يكديگر.
تفسير شعر مولوى به نحوى كه در كلام نويسنده آمده است با ديگر ابيات او تطبيق نمى كند، او قبل از اين بيت چنين مى گويد:
اين سفال و اين فتيله ديگر است *** ليك نورش نيست ديگر زآن سرا است
گر نظر در شيشه دارى گم شوى *** زانكه از شيشه است اعداد دوئى
ور نظر بر نور دارى وا رهى *** وز دوئى و اعداد جسم منتهى
اين جا نتيجه مى گيرد و مى گويد:
از نظر گاه است اى مغز وجود *** اختلاف مؤمن و گبر و جحود
و مقصود اين است كه يكى به شيشه مى نگرد و ديگرى به خود نور، آن كه به