مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
مى دهند كه نتيجه آن شك و ترديد است. و اگر آنان تحقيقات فلاسفه اسلامى را در مورد وجود ذهنى در اختيار داشته اند و استاد محققى اين مباحث را شرح مى داد، انقلاب كپرنيكى ديگرى در فلسفه غرب پديد مى آمد.
ما در نقد نظريه كانت به يك رشته دانش هاى انسانى اشاره مى كنيم كه هيچ فردى آن ها را از خارج نگرفته، و بر فرض اخذ از خارج با هيچ قالبى پيش ساخته، قالب گيرى نشده است، مانند:
١. امتناع اجتماع نقيضين.
٢. امتناع اجتماع ضدين.
٣. بطلان دور و تسلسل.
٤. نياز هر ممكن به علت.
و...
اين ها يك رشته معرفت هايى در حكمت نظرى است كه هرگز با قالب هاى ذهنى قالب گيرى نشده و لذا به صورت قضاياى مطلقه در هر زمانى صادق و حاكم است.
ما در اين جا از خود آقاى «كانت» سؤال مى كنيم اين كه مى گويد: ميان «نومن» و «فنومن» تغاير هست، و اشياى خارجى از طريق حس به صورت دست نخورده وارد حوزه ادراك ما نمى شوند، خود اين نظريه مشمول اين قانون هست يا نه، زيرا او در اين نظريه از يك واقعيت خارجى گزارش مى دهد و قطعاً از طريق حس وارد جهاز فكرى شده و طبعاً محكوم قانون نومن و فنومن هست در اين صورت خود اين فكر نيز واقع نما نيست و با نسبى بودن خود اين فكر نمى توان ديگر ادراكات انسان را نسبى خواند، زيرا اگر مطلق بود مى توانست درباره آنان داورى كند و همه را نسبى