فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٤ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
غزالى هم اعتراف كرده كه آيه مزبور به مسأله اجماع ارتباطى ندارد و راه مؤمنان را به جهاد و دفاع از پيامبر (ص) و يارى او در برابر كافران تفسير كرده است. (٥٣)
آيه ديگرى كه با آن به مبناى استقلالى استدلال شده، اين آيه است:
{وَاعْتصموا بحبلِ اللّه جميع } . (٥٤)
همگى به ريسمان الهى چنگ بزنيد.
كيفيت استدلال به آيه مزبور چنين است: اجماع، همان ريسمان الهى است كه بايد به آن چنگ زد و با تمسك به خلاف اجماع نبايد سبب تفرّق شد.
اشكال استدلال پيشين اين است كه آيه مزبور به وحدت و پرهيز از تفرقه ميان مسلمانان، ترغيب مىكند؛ نه اين كه صرفاً به سبب اجتماع و اتفاقشان بر هر رأيى مىبايست آن را پذيرفت. (٥٥)
سنت
اهل سنت براى مبناى استقلالى به روايات فراوانى كه بر تواتر معنوى آنها ادعا شده، استدلال كردهاند. آنها از اين روايات كه همگى مضمون واحدى دارند و آن اين كه «لاتجتمع أمتي على خطأ» (٥٦)؛ يعنى امت من بر امرى اشتباه، اجتماع نمىكنند، عصمت امت را از خطا و گمراهى استنباط كردهاند. طبق اين ديدگاه اجماع و اتفاق امت، مانند قول معصوم (ع) حجت و منبع مستقلى براى شناخت احكام الهى است. اين روايات براى حجّيت اجماع فايده ندارند؛ زيرا از نظر سند و دلالت تمام نيستند:
عدم تماميت اين روايات از نظر سند: به دليل اين كه اين روايات حتى نزد خود اهل سنت ضعيف هستند؛ چون برخى از اين روايات از ابى خلف اعمى كه گروهى از عالمان اهل سنت به ضعف او شهادت دادهاند (٥٧)، نقل شده و برخى ديگر از قضمضم كه گروهى از
(٥٣) المستصفى، ج١، ص١٧٥.
(٥٤) آل عمران، آيه١٠٣.
(٥٥) أنوار الاصول، ج٢، ص٣٩٦ و ٣٩٧.
(٥٦) المجموع شرح المهذّب، ج١٠، ص ٤٢، سطر٦ ؛ المستصفى، ج١، ص١٧٥.
(٥٧) سنن ابن ماجه، ج٢، ص١٣٠٣، ح٣٩٥٠، سطر٦.