فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٦ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
داشته باشد. براى تنظيم ارتباطات دنيوى افراد با يكديگر يا با دولت و متناسب با واقعيتها و تغيير موضوعات متحول شود، ولى تابعيت از اين سيستم حقوقى، دين و ديندارى نيست. آن چيزى كه با دين و ديندارى ارتباط پيدا مىكند اين است كه روشن شود كدامين عمل، تجربه دينى را تقويت مىكند و كدامين عمل، تجربه دينى را ضعيف مىكند و اين است معناى سخن غزالى در احياء كه مىگويد: فقه علم دنيوى است و آنچه علم آخرت است، علم مهلكات و منجيات است» (٤٩)
او كه در سخن مزبور، دنيوى بودن فقه را به معناى سكولار بودن آن گرفته و به همين جهت آن را يك مكتب حقوقى در رديف ساير مكاتب حقوق عرفي پنداشته است، در جاى ديگر از همين كتاب، از عرفي شدن و دنيوى گشتن فقه شكوه نموده و اين بار نيز به رأى غزالى تمسّك كرده است:
«علم فقه، علم بيان اوامر و نواهى خداوند بوده و اصيلترين نياز دينى عامه را برآورده مىكرده است، گرچه آن گاه كه فقه از تجربه و معنويت دينى جدا مىشد و بيان امر و نهى خداوند صرفاً به صورت بيان شكلهاى رفتار در مىآمد و ارتباط اطاعت از خداوند با همّ دينى و غاية قصوى و امرنا مشروط انسان مسلمان قطع مىشد، به قول غزالى اين علم صرفاً دنيوى مىگشت و مورد نقد عارفان قرار مىگرفت». (٥٠)
شبسترى در نقل قول نخست، دنيوى بودن را به معناى نفى ارتباط ميان فقه و دين گرفته و آن را ويژگى ذاتى و مطلوب فقه دانسته است كه زمينه ساز تحوّل و رشد آن خواهد بود. اما در گفتار دوم، اين صفت را خصوصيت عارضى و نامطلوب فقه پنداشته و آن را به معناى تهى شدن فقه از ارتباط معنوى با خداوند گرفته است و در هر دو مورد، فهم خود را بر انديشه غزالى تحميل كرده است.
اين تناقض گويى روشن كه در يك كتاب ودر فاصله چند صفحه رخ داده، نتيجه اين واقعيت است كه اوّلاً صاحب اثر در اين خصوص فاقد رأيى منقّح است و ثانياً رأى
(٤٩) محمد مجتهد شبسترى، نقدى بر قرائت رسمى از دين، ص ٤٢٠.
(٥٠) همان، ص ١٦٣.