فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٧ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
دين و شريعت پرداخته و به شيوههاى گوناگون، از قدسيّت و غيب دين كاسته و آن را پديدهاى دنيوى و زمينى جلوه گرساختهاند. (٢)در اين ميان با بهرهگيرى از برخى آراء انديشمندان سلف كه مىتواند آنان را به اين هدف نزديك كند، ساحت دنيا گرايى را تقويت كردهاند.
عبدالكريم سروش كه پس از مولوى ـ در ميان انديشمندان بزرگ مسلمان ـ بيشترين اُنس را به افكار محمد غزالى (متوفاى ٥٠٥ قمرى) و كتاب احياء علوم الدين او دارد، رأى غريب او را در باب دنيوى بودن دانش فقه، در كتاب مذكور پسنديده و بارها در آثار خود به تبيين و ترويج آن پرداخته است. (٣)محمد مجتهد شبسترى نيز همگام با او اين راه را ادامه داده است. (٤)
قبل از تبيين و بررسى آراء اين دو معاصر، شايسته است به انديشه غزالى كه مبدأ اين ديدگاه است نگاهى بيندازيم.
دنيوى بودن علم فقه از نگاه غزالى
چكيده سخن غزالى در كتاب احياء علوم الدين، باب دوم از كتاب العلم، چنين است: علوم به دو بخش شرعى و غير شرعى تقسيم مىگردد و مقصود از علوم شرعى دانش هايى است كه از طريق پيامبران به انسان رسيده است و عقل، تجربه و اعتبار بشر بدان راهى ندارد. اين علوم به اصول، فروع، مقدّمات و متمّمات تقسيم مىشود. قسم نخست (اصول) عبارت است از قرآن، سنّت پيامبر (ص)، اجماع امت و آثار صحابه. در اين ميان اجماع و اثر صحابى به دليل حكايت از سنّت اعتبار دارند و از علوم شرعى شمرده مىشوند.
قسم دوم (فروع) علومى هستند كه از اصول (قسم اوّل ) فهميده مىشوند، البته نه به
(٢) پيرامون اين موضوع، به شماره نخست اين سلسله مقالات، فصلنامه تخصصى فقه اهل بيت (ع)، شماره ٤٠-٣٩ مراجعه شود.
(٣) عبدالكريم سروش، قصه ارباب معرفت، ص ٣٥ تا ٥٤، ١٧٦ و ١٨٤. مدارا و مديريت، ص ١٣٨، ١٩١ و ٣٦٦. بسط تجربه نبوى، ص ٧١ و ٩٠. اندرباب اجتهاد، ص ٢٩. سياست نامه، ص ١٤٥ و ٢٦٢. آيين در آيينه، ص ٣٤٨.
(٤) محمد مجتهد شبسترى، نقدى بر قرائت رسمى از دين، ص ١٦٣ و ٤٢٠.