فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٦ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
همين مثالها ـ كه مورد استشهاد غزالى قرار گرفته است ـ كافى است تا نشان دهد، فقه گاهى به باطن عمل ـ كه همان نيت و انگيزه مكلّف است ـ توجه دارد. البته فقيه در بحث ظاهر و باطن عمل فقط به اين مقدار اكتفا مىكند كه با كدام حداقل شرايط ظاهرى و باطنى، امتثال تكليف تحقق مىيابد و ذمّه مكلف برىّ مىشود و در نتيجه در قيامت به جهت سرپيچى، مورد بازخواست قرار نمىگيرد. اما رشد و تعالى آن حداقل لازم در اعمال باطنى و قلبى، غالباً از حوزه مباحث فقه خارج است. (٦٦)
٥. تفاوت فقه با ساير دستاوردهاى علمى بشر
روشنفكران دينى با طرح ديدگاه غزالى خواستار تحوّل در شيوههاى استنباط فقهى شده و ادعا كردهاند كه آموزههاى فقهى تنها مصالح و مفاسد دنيوى را كشف مىكنند و در اين راستا در كنار ساير منابع عقلانى و علمى بشر جاى مىگيرند. البته آنان در نهايت به اين مقدار هم بسنده نمىكنند و فقه را همتراز حقوق و ساير دانشهاى بشرى قرار نمىدهند؛ بلكه جايگاه آن را در مرتبهاى پايينتر ـ كه از آن به علوم مصرف كننده تعبير مىكنند ـ (٦٧)مىبينند و آن را پيوسته منفعل و متأثّر از ساير دانشهاى بشرى (علوم توليد كننده) مىدانند.
اگر فرض كنيم همه تكاليف دينى از سنخ اوامر و نواهى ارشادى است كه ما را فقط به مصالح و مفاسد دنيوى آگاه مىكند، آيا مىتوان ادعا كرد كه علم فقه همواره متأثّر از ساير دستاوردهاى علمى بشر خواهد بود؟ حتى با چنين فرضى نيز نمىتوان ـ منطقاً ـ به اين نتيجه رسيد؛ زيرا پيش فرض هر مسلمان و مؤمنى اين است كه پيامهاى دينى از جانب خداوند متعال است و او به همه اسرار هستى دانا مىباشد. با چنين اصل موضوعى، هميشه اين احتمال وجود دارد كه خداوند در امر و نهى خود از مصلحت و مفسدهاى خبر مىدهد كه هنوز دانش بشر بدان دست نيافته است. اين احتمال كافى است تا معرفت دينى
از انفعال
(٦٦) ناگفته نماند كه احكام مستحب و مكروه در فقه بيانگر بخشى از آموزههاى دينى در جهت رشد و تكامل آن حداقل لازم است.
(٦٧) سروش، بسط تجربه نبوى، ص٣١٧.