فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٦ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
تفصيل دادهاند بين حكمى كه در مفهوم اسلام دخالت دارد ؛ مانند عبادات، توحيد، رسالت كه منكر اين گونه احكام اجماعى كافر است، و بين حكمى كه در مفهوم اسلام دخالت ندارد كه منكر اين گونه احكام اجماعى كافر نيست. (١٤٧)
كسانى كه قائلند منكر هر حكم اجماعى كافر است، چنين استدلال كردهاند: اجماع آن است كه براى انسان قطع حاصل مىكند پيامبر (ص) ميان اجماع كنندگان است؛ بنابراين بديهى است كه انكار اجماع، انكار حجّيت قول پيامبر (ص) و رسالت او است.
وحيد بهبهانى، (١٤٨)حكم كفر منكر اجماع را به موردى مقيد كرده كه مسأله ميان مسلمانان اجماعى باشد نه فقط ميان اماميه؛ زيرا انكار اجماع اماميه فقط سبب عدم ايمان به امامت امام معصوم مىشود، و چنين چيزى به طور قطع باعث كفر نيست.
شايان ذكر است كه انكار اجماع زمانى باعث كفر مىشود كه منكر آن حكم اجماعى را صحيح بداند؛ و گرنه حكم به كفر كسى كه اجماع كنندگان را در خطا مىبيند و به سبب اعتمادش به دليل مستقلى يا نپذيرفتن اصل حجّيت اجماع، به حكم ديگرى رسيده است، معنا ندارد.
محقق با اشاره به اين معنا گفته است:
منكر حكم اجماعى، كافر است؛ زيرا چنين فردى چيزى را كه مىداند در حقيقت از شريعت است، انكار مىكند. (١٤٩)
خراسانى چنين سروده:
| من جَحَدَ الحكمَ الذي قد أُجمعا | مع علمه تكفيرُه لايمنعا (١٥٠) |
تكفير كسى كه از روى علم، حكم اجماعى را انكار كرده است، منعى ندارد.
كسانى كه منكر حكم اجماعى را كافر نمىدانند، به دو دليل استدلال كردهاند:
دليل اوّل:ادله اجماع، مفيد علم نيستند؛ پس چگونه احكامى كه از آن متفرع
(١٤٧) علامه در نهاية الاصول، ص ٢٧١، سطر١، اين اقوال را با برخى ادله آن ذكر كرده است.
(١٤٨) الرسائل الاصوليه، ص ٢٦٩.
(١٤٩) معارج الاصول، ص١٢٩.
(١٥٠) الالفية النوريه (ضمن كتاب اراجيز اربعه)، ص ٥٧.