فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧ - شرط اذن امام در احياى زمينهاى موات آية اللّه سید حسن طاهرى خرم آبادى
اين روايت، معتبر يا صحيح است و در سند آن اشكالى وجود ندارد و دلالتش بر آنچه ما درصدد اثبات آن هستيم تمام است.
٢. شيخ صدوق در كتاب كمال الدين به اسناد خود از محمد بن جعفر اسدى نقل كرده است: از جمله مسائلى كه از سوى شيخ بزرگوار ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى(قدس اللّه روحه) در پاسخ به پرسشهاى من از امام عصر(عج) به دستم رسيد، اين مسأله بود: «اما اينكه در باره كسى سؤال كرده بودى كه تصرف در اموالى را كه از ما در اختيار دارد حلال مىشمارد و بدون اجازه ما در آن مانند مال خود تصرف مىكند؛ بدان كه هركسى چنين كند ملعون است و ما دشمن او خواهيم بود؛ چرا كه پيامبر(ص) فرموده است: كسى كه در باره عترت من چيزى را كه خدا حرام كرده است حلال بداند، بر زبان من و زبان هر پيامبرى كه دعايش پذيرفته است لعنت خواهد شد. هر كس از حق ما بكاهد از كسانى است كه به ما ستم كرده و لعنت خدا بر او خواهد بود؛ زيرا خداوند فرموده: بدانيد كه لعنت خدا بر ستمكاران است».
سپس افزوده بود: «و اما در باره زمينهايى كه به ما اختصاص دارد پرسيده بودى كه آيا مىتوان آنها را آباد كرد و خراج(ماليات) آنها را پرداخت نمود و درآمدهاى اضافى آن را به اميد پاداش و تقرّب به سوى شما در راه شما صرف كرد؟ بدان كه براى هيچ كس جايز نيست در مال فرد ديگرى بدون اذن او تصرف كند. پس چگونه تصرف در مال ما روا باشد؟ هركس بدون اذن ما چنين تصرفاتى كند چيزى را كه از ما بر او حرام بوده حلال شمرده است و هركس چيزى از اموال ما را بخورد در شكم خود آتش فرو برده است و به زودى در آتش شعله ور دوزخ خواهد سوخت». (٤٣)
٣. شيخ صدوق در كتاب كمال الدين از محمد بن خزاعى از ابو على بن ابى الحسين
(٤٣) همان، ح٦.