فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٨ - زن و ولايت سياسى و قضايى آیت الله محمد مهدى آصفى
٣ . {أَوَ من ينشأ في الحلية و هو في الخصام غير مبين } (٢٠)
آيا كسى را كه در لابه لاى زينتها پرورش مىيابد و در هنگام جدال توان ابراز دليل روشنى ندارد (فرزند خدا مىخوانيد)؟!
٤. { قَرنَ في بيوتكنّ ولا تبرّجن تبرّج الجاهليّة الأولى...؛ } (٢١)در خانههاى خود بمانيد و همچون دوران جاهليت نخستين (درميان مردم) ظاهر نشويد... .
خداوند در آيه اوّل ، زن را چنين توصيف كرده است: «و هو فى الخصام غير مبين؛ و در هنگام جدال، قادر بر آشكار كردن دلايل روشن نيست» و قاضى در قضاوت مىبايست حقيقت را آشكار كند و لذا به اين آيه بر عدم مشروعيت قضاوت زن استدلال شده است .
خداوند در آيه دوم به همسران پيامبر دستور مىدهد كه در خانه هايشان بمانند و بدين جهت اصحاب پيامبر (ص) به عايشه به خاطر اين كه براى جنگ با امير مؤمنان على (ع) از خانه رسول خدا بيرون آمد، خرده گرفتند. اين آيه گرچه همسران پيامبر را مخاطب قرار داده است، ولى حكم آن شامل همه زنان با ايمان نيز مىشود و تنها مخصوص همسران پيامبر نيست و حكومت و ولايت و قضاوت مستلزم خروج از خانه و رفت و آمد ميان مردان است.
نقد
در دلالت اين دو آيه بر ممنوعيت ولايت و حكومت و قضاوت براى زنان نقدهايى وجود دارد:
آيه نخست در ردّ مشركينى است كه فرشتگان را دختران خدا مىدانند و سپس بيان مىكند كه دختران و زنان به زينت، خود آرايى و تجمّل ميل فراوانى دارند، ولى رغبتى به دخالت كردن در نزاعها ندارند و روحيّاتشان با اين گونه امور سازگار نيست. اين مطلب درست است، اما به تنهايى نمىتواند دليل ممنوعيت حكومت و ولايت براى زنان باشد و
(٢٠) زخرف، آيه ١٨.
(٢١) احزاب، آيه٣٣.