فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٠ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
بارى، اجماع منقول بر دو قسم است: اجماعى كه به نحو متواتر، و اجماعى كه از طريق خبر واحد نقل شود.
اجماع منقول متواتر:چنانچه در مسألهاى، بسيارى از عُلماى اعلام به نقل اجماع اقدام كنند به طورى كه نقل آنها، سبب علم انسان به ثبوت منقول شود، آن را اجماع منقول متواتر گويند. حكم چنين اجماع منقولى از نظر حجّيت مانند اجماع محصل است؛ زيرا باعث علم انسان به اتفاق اجماع كنندگان و مطابقت قول آنان با قول معصوم (ع) مىشود. (١٣٠)شيخ بهايى در اصل تحقق تواتر در نقل اجماع تشكيك كرده است؛ زيرا از نظر او به دست آوردن آراى همه عالمان به واسطه ناقل اجماع، جز با حدس و استنباط نخواهد بود. (١٣١)
اجماع منقول از طريق خبر واحد:اگر شمار اندكى از عُلماى اعلام به نقل اجماع در مسألهاى اقدام كنند به طورى كه تنها سبب ظنّ انسان به حصول اتفاق شود، آن را اجماع منقول از طريق خبر واحد گويند. اين معنا از نقل اجماع است كه معركه آراى عالمان واقع شده؛ بلكه اگر واژه اجماع منقول به طور مطلق به كار رود، همين معنا از اجماع منقول مقصود است نه معناى ديگر. (١٣٢)
اين ياد آورى لازم است كه بحث از حجّيت اجماع منقول پس از فراغ از حجّيت خبر واحد است؛ زيرا بدون حجّيت خبر واحد، بحث از حجّيت اجماع منقول، معناندارد؛ به ويژه اين كه خصوصيتى وجود ندارد تا اجماع منقول رااز خبر واحد متمايز كند. (١٣٣)
مسامحه در نقل اجماع
گاه ناقل اجماع در اصل اجماع مسامحه مىكند و گاه در موردى كه در آن اجماع شده است.
(١٣٠) ر.ك: اصول الفقه، ج٢، ص١١٤.
(١٣١) محقق آشتيانى اين مطلب را از او در بحر الفوائد، ج١، ص١١٦، سطر٢٨ نقل كرد؛ اما در حاشيه زبدة الاصول كه محقق ياد شده به آن نسبت داده، دست نيافتيم.
(١٣٢) بحر الفوائد، ج١، ص١٣٨، سطر٢٠؛ اصول الفقه، ج٢، ص١١٤ .
(١٣٣) اصول الفقه، ج٢، ص١١٤.