فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤١ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
به نظر وى فقه تنها به جنبه ظاهرى عبادات مىپردازد؛ زيرا فقط از صحت و فساد ظاهر اعمال عبادى سخن مىگويد. در اينجا دنيوى بودن به معناى توجه داشتن به ظاهر اعمال و چشم پوشى از باطن آنهاست. اين دو معنا نه تنها با هم يكسان نيستند، بلكهـمنطقاً ـ تلازمى نيز با هم ندارند؛ چون نمىتوان گفت كه اعمال واجزاى مناسك عبادى و ريزه كارىهاى صورت ظاهرى حجّ، نماز، روزه و ساير عبادات، ضرورتاً داراى مصلحت دنيوى ـ به همان معنايى كه در معاملات مراد است ـ مىباشند. پرداختن به ظاهر اعمال، ملازم توجه به مصالح دنيوى نيست. پس واژه دنيوى بودن، مشترك لفظى است كه موجب سردرگمى اين نظريه مىگردد، در حالى كه براى پردازش يك نظريه چارهاى جز تحديد و تبيين مفاهيم وجود ندارد.
در واقع غزالى در صدد تأسيس يك تئورى و نظريه نبود؛ به همين جهت از دنيوى بودن، معناى خاصى را اراده نمىكرد. او مىخواست به مخاطبان خود بفهماند كه دين ابعادى عميق تر و مهمتر از فقه دارد. بسيارى از آموزههاى دينى بيانگر حقايقى از ژرفاى هستى و روح انسان مىباشند كه بى ترديد در جايگاهى برتر از آموزههاى فقهى جاى مىگيرند. او براى تبيين اين نكته انكارناپذير كه دانش فقه غالباً بيانگر پيام دين براى ابعاد ظاهرى و سطحى حيات انسان است، واژه دنيوى را برگزيد و براى آن در معناى متفاوت كرد كه هردو معنا به همين حقيقت باز مىگردند. هم مصالح دنيوى در مرتبه پايينتر و قشرىتر از مصالح اخروى جاى مىگيرند و هم صورت ظاهرى عمل، چنين جايگاهى نسبت به بطن عمل دارد. وى مىخواست دينشناسى و دين ورزى مؤمنان را عمق بخشد و اسباب رشد روحانى آنان را فراهم سازد و آنان را از ايستايى در نگاه ظاهرى و سطحى به دين باز دارد. پيام اصلى او همان چيزى است كه دغدغه عارفان، حكيمان و دين شناسان ژرف انديش در طول تاريخ اديان الهى بوده است. (٥٧)
همين نكته باعث شد كه اين ديدگاه غزالى، نتواند حسّاسيت دانشمندان اسلامى را در طول تاريخ موجب گردد ؛ زيرا وى سخن و پيام جديدى كه مخالف انديشه ديگر انديشمندان بزرگ باشد، ارائه نكرده بود. البته غزالى براى بيان اين پيام، گرفتار
(٥٧) در شماره پيشين اين سلسله مقالات، سخن از مرتبه فقه نسبت به ساير آموزههاى عميق دين به ميان آمده است.