فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢١ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
چون فقه به اعمال ظاهرى و جوارحى مىپردازد كه منشأ آنها صفات و ويژگىهاى جوانحى و باطنى است و موجب شقاوت يا سعادت اخروى مىگردند، بر خلاف طب كه منشأ صحت و مرض در آن خصوصيات بدن است كه با جان و قلب ارتباطى ندارد.
غزالى سپس به توصيف علوم آخرت و تقسيمات آن مىپردازد و بار ديگر از فقيهان عصر خويش گلايه مىكند كه از علوم آخرتى ـ كه واجب عينى است ـ بازماندهاند و در علم فقهـكه از علوم دنيوى است ـ به تطويل برخى فروع بى فايده پرداختهاند و خوشحالند كه عمر خويش را در راه علوم دينى صرف كردهاند. حال آن كه اگر درد دين داشتند واجب عينى را براى كسب واجب كفايى رها نمىكردند؛ (٦)در حالى كه شهرها و سرزمينهاى اسلامى آكنده از فقيهانى است كه فقه دنيا را برگزيدهاند و از عالمان خدا ترسى كه راه آخرت را پديدار سازند خبرى نيست. چرا اين فقيهان بدنبال طبابت كه مانند فقه، واجب كفايى است، نمىروند؟! چه بسا به دليل همين سهل انگارى، در بسيارى از بلاد اسلامى مسلمانان نيازمند طبيبان اهل ذمّه گردند كه حتى شهادتشان پيرامون بيماران خود اعتبارى ندارد. دليل اين امر چيزى نيست مگر آنكه كسى با طبابت ـ بر خلاف فقهـنمىتواند به مناصب دنيوى همچون ولايت بر اوقاف و اموال ايتام و مقام قضاوت و رياست و محبوبيت ميان مردم دست يابد.
غزالى در ادامه به تبيين جايگاه علم كلام و فلسفه و تقسيمات آنها مىپردازد و بارديگر تأكيد مىكند كه عالمان دانش آخرت عبارتند از آگاهان به علم مكاشفهـكه حقيقتى جز نورانيّت باطن ندارد ـ و علم معامله كه شناخت حالات قلب است ـ و اين عالمان بر متكلمان و فقيهان برترى دارند. از اين روست كه اصحاب پيامبر (ص) كه از اين دانش برخوردار بودند و در زمره پايه گذاران و دانشمندان علم كلام به شمار نمىآمدند و از خود
(٦) غزالى در آغاز باب دوم كتاب العلم و قبل از طرح مباحث پيرامون اقسام علوم شرعى و غير شرعى، به ذكر علومى مىپردازد كه آموختن آنها بر هر مكلّفى واجب عينى است و از آن ميان از احكام شرعى عبادى و غير عبادى مورد ابتلاى هر مسلمان ياد مىكند. پس وى دانش استنباط و اجتهاد احكام شرعى را واجب كفايى مىداند، در حالى كه آموختن احكام شرعى مورد نياز را بر هر مسلمانى واجب عينى مىشمارد.