فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٢ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
لغزشهايى شد، علاوه بر اين از تعبير نه چندان روشن «دنيوى بودن» استفاده كرد و همين امر باعث مخالفت انديشمندانى چون فيض كاشانى گرديد.
٣. مصلحت اُخروى براى فقه
غزالى ادعا مىكند كه فقه به طور مستقيم هيچ مصلحت اخروى را در پى ندارد، بلكه با تأمين مصالح دنيوى بستر مناسبى را براى سعادت اخروى فراهم مىسازد. و از اين جهت همانند طب است كه اسباب سلامت انسان را مهيّا مىكند تا او عمر خويش را صرف رشد و كمال معنوى نمايد.
مقصود از مصلحت اخروى چيست؟ آيا اگر عمل و پديدهاى در دنيا ـ بدون هيچ شرط و واسطهاى ـ سبب اجر اخروى و يا دفع عقاب در آخرت گردد، باز هم مىتوان گفت كه اين عمل و پديده مصلحت اخروى ندارد؟! رعايت تكاليف الهى كه در فقه از آنها سخن گفته شده است ـ حتى در بخش معاملات ـ كمترين نتيجه اخروى آنها دفع عقاب الهى است. همه متكلمان و فقيهان اذعان دارند كه اگر انسانى مرتكب عمل حرامى همچون زنا يا ربا شود، اگر توفيق توبه نيابد و يا مشمول شفاعت شافعان يا غفران پروردگار نگردد، مستحق عذاب اخروى خواهد بود و اگر چنين اعمالى را ترك كند ـ حتى اگر در اين ترك، قصد بندگى خداوند را هم نداشته باشد و يا ترك اين اعمال سبب اصلاح باطن و روح او نگردد ـ در آخرت گرفتار عقاب اين دو گناه نخواهد شد. و اگر در اين ترك حرام، قصد قربت نموده باشد، علاوه بر دفع عقاب، مأجور نيز خواهد بود. همه بايدها و نبايدها و حلال و حرامهاى مولوى فقه، پيرو همين قاعده روشن و اجماعى است.
اشتباه بزرگ غزالى در اين است كه همه اوامر و نواهى الهى را كه دانش فقه درصدد كشف آنهاست، گويا به اوامر و نواهى ارشادى منحصر كرده است. خداوند در اوامر و نواهى ارشادى، تنها به مصالح و مفاسد دنيوى و تكوينى كه مترتب بر فعل است نظر دارد و نتيجه پيروى از اين فرامين، فقط بهرهمندى از سود و دور ماندن از ضرر دنيوى است كه بر مأمورٌ به و منهىٌ عنه مترتب است و غير از اين سود و زيان، هيچ عقاب و اجر اخروى براى اطاعت و