فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٣ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
سرپيچى از اين دستورها وجود ندارد. اين گونه دستورهاى فقهى دقيقاً مانند امر و نهى طبيب است. بى جهت نيست كه غزالى پيوسته فقه را در دنيوى بودن، به طب تشبيه مىكند ؛ گويا او هنگام تدوين اين بخش از كتاب احياء، از تفاوت ميان اوامر و نواهى ارشادى و مولوى غافل بوده است، در حالى كه بيشتر فقه، اوامر و نواهى مولوى است و معناى امر و نهى مولوى اين است كه علاوه بر مصالح و مفاسد تكوينى، خوشايند و ناخوشايندى خداوند و در نتيجه، پاداش و عقاب او را در پى دارد. پس پيروى از تكاليف مولوى در فقهـبدون هيچ واسطهاى ـ نتايج اخروى در پى دارد و به همين جهت فقه را مىتوان علم اخروى ناميد.
ناگفته نماند كه تنزّل فقه در حد اوامر و نواهى ارشادى زمينه ساز انديشه عرفي كردن فقه خواهد بود. فقهى كه فقط گزارشگر مصالح و مفاسد دنيوى است به دايره علوم كاشف از حقايق هستى وارد مىشود و اين بستر را مهيّا مىسازد كه برخى چنين باور كنند كه فقه همرتبه ساير دانستههاى بشر مىباشد كه از واقعيتهاى عينى دنيا حكايت مىكنند و در نتيجه با آنها محك خواهد خورد و از آن كاسته و يا بر آن افزوده خواهد شد و در نهايت همتراز دانش عرفي حقوق مىگردد.
٤. توجه فقه به باطن اعمال
فقيهان، تكاليف الهى را به عبادات و غير عبادات تقسيم كردهاند. عبادات، اعمالى هستند كه فقط در صورتى كه با انگيزه بندگى خداوند و تقرب به سوى او باشد، امتثال در آنها محقق مىشود وذمّه مكلف از تكليف الهى برىّ مىگردد. پس قصد قربت يكى از اجزاى لازم براى صحت اين اعمال است كه عمل بدون آن از نظر فقهى باطل خواهد بود. از اين رو دانش فقه كه از شرايط صحت و بطلان اعمال عبادى سخن مىگويد، چارهاى ندارد جز اين كه در ابواب عبادات به طرح مباحث پيرامون انگيزه و نيّت مكلف بپردازد. به همين جهت است كه در متون فقهى، مباحث تفصيلى دقيق و قابل توجهى پيرامون قصد قربت، اخلاص، عجب، ريا و... كه به بحث نيّت مرتبط است، در آغاز باب طهارت و نماز مطرح شده است. (٥٨)پس فقه گاهى به مباحث مربوط به روح و باطن انسان مىپردازد
(٥٨) به عنوان نمونه مراجعه شود به دو متن مهم فقه استدلالى و فتوايى: محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج٢، ص٨١و ٩٦، ج٩، ص١٥٤، دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم، تهران ١٣٦٥. سيد محمد كاظم يزدى، العروة الوثقى، ج١، ص٤٣٢، ج٢، ص٤٤١، مؤسسه نشر اسلامى، چاپ اوّل ، قم، ١٤٢٠.