فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٥ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
وجود اوصاف پيشين در شمارى از عالمان متأخر شيعه، مانند محقق اوّل، محقق ثانى، علامه، شهيد اوّل، شهيد ثانى و فاضل هندى، بعيد نيست؛ اما بر نقل كسانى كه فاقد اين اوصافند نمىتوان اعتماد كرد؛ زيرا براى انسان اطمينان حاصل نمىشود كه آنچه اين افراد مىگويند، مطابق با واقع است.
٣. روشنى و شهرت مسأله
بايد نوع مسألهاى را كه اجماع در مورد آن نقل شده، ملاحظه كرد؛ زيرا ممكن است مسأله از مسائل مشهور و معروفى باشد كه اصحاب آن را در كتاب هايشان ذكر و در مباحثشان مطرح كردهاند، و ممكن است به اين حد از معروف بودن نرسيده باشد. ممكن است مسأله از مسائل جنبى غير معروفى باشد كه جايگاه معيّنى در مباحث فقهى اصحاب ندارد و صرفاً به مناسبتهاى گوناگون و در موارد مختلفى كه فقط افراد اندكى از علماى اعلام به آن مىرسند، عنوان كردهاند.
بديهى است كه احتمال انعقاد و تحقق اجماع در صورت اوّل، از احتمال تحقق آن در صورت دوم و سوم بيشتر است؛ زيرا به دليل پوشيده بودن اين گونه مسائل، بسيارى از عالمان متوجه آنها نخواهند شد و در نتيجه تحقق اتفاق در مورد آنها دشوار خواهد بود.
به هر حال، چنانچه شروط پشتيبان كشف قول معصوم از اجماع منقول، وجود نداشته باشد، نقل اجماع در اين گونه مسائل ناقص باقى خواهد ماند و براى كشف قول معصوم از آن، نيازمنديم اقوال ديگرى را كه بايد از كلمات عالمان تحصيل شود، به آن ضميمه كنيم.
احكام اجماع
١. حكم منكر اجماع (١٤٦)
عالمان در مورد كسى كه حكم اجماعى را انكار كرده است، اختلاف نظر دارند. برخى قائلند چنين فردى كافر است و برخى ديگر مخالف كفر چنين فردى هستند. گروهى ديگر
(١٤٦) معارج الاصول، ص١٢٩؛ الرسائل الاصوليه، ص ٢٦٩.