فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٩ - زن و ولايت سياسى و قضايى آیت الله محمد مهدى آصفى
دليل دوم: روايات
پيشتر بعضى از رواياتى را كه شيعه و سنّى براى اثبات اشتراط مرد بودن در قضاوت به آنها استدلال كرده بودند نقل و نقد كرديم. اينك به برخى ديگر از آن روايات كه به مسئله قضاوت اختصاص دارد اشاره مىكنيم:
١. معتبره ابى خديجه
از ابى خديجه سالم بن مكرّم جمّال روايت شده كه امام صادق (ع) فرمودند:
«إيّاكم أن يحاكم بعضكم بعضاً الى أهل الجور و لكن انظروا الى رجل منكم يعلم شيئاً من قضايانا، فاجعلوه بينكم، فاني قد جعلته قاضياً، فتحاكموا اليه» (٦٢). «مبادا كسى از شما ستمگران را برخود، حاكم كند؛ بلكه به دنبال مردى از خود كه احكام ما را مىداند بگرديد و او را بين خودتان حَكَم قرار دهيد. من چنين فردى را بر شما قاضى قرار دادم، پس در اختلافات به او مراجعه كنيد».
سند اين روايت صحيح است، ولى هيچ بخشى از روايت جز عبارت «رجلٌ منكم»، بر ممنوعيت قضاوت براى زن دلالت ندارد. ما پيشتر دلالت واژه «رجل» را بر ممنوعيت قضاوت براى زنان نقد كرديم، چون اين واژه در لغت عرب ـ از باب تغليب ـ به طور يكسان بر زن و مرد اطلاق مىشود؛ همانند آياتى كه پيش از اين ذكر كرديم.
بنابراين، عبارت «رجلٌ منكم» دراين روايت به معناى «أحدكم» (يكى از شما) مىباشد. اين مسأله مربوط به لغت است و هرگز از آن، ممنوعيت قضاوت براى زنان ـ از ديدگاه فقهى ـ استفاده نمىشود.
٢. سفارش پيامبر (ص) به امام على در باره ويژگىهاى زنان:
شيخ صدوق به سند خود از حمّاد بن عمرو و انس بن محمّد، از پدرش، از امام
(٦٢) وسائل الشيعه، ج١٨، ص٤، ح٥. اين روايت را شيخ صدوق در كتاب من لايحضره الفقيه، ج٣، ص٢، ح١، و نيز كلينى در كافى، ج٧، ص٤١٢، ح٤، و شيخ طوسى در تهذيب الاحكام، ج٦، ص٢١٩، ح٨ ، روايت كردهاند.