فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨١ - زن و ولايت سياسى و قضايى آیت الله محمد مهدى آصفى
است و سبب دوام زيبايىاش مىشود؛ چون زن موجودى لطيف است نه مدير دخل و خرج.
اين روايت را شيخ حر عاملى در كتاب وسائل الشيعه (٦٥)به دو طريق از محمد بن يعقوب كلينى در فروع كافى (٦٦)و به صورت مرسل از سيّد شريف رضى در كتاب نهج البلاغه و از شيخ صدوق در كتاب من لايحضره الفقيه (٦٧)، روايت كرده كه همه اسناد آن ضعيف است.
روايت سيد رضى در نهج البلاغه، مرسل است و دلالتش هم تمام نيست؛ زيرا امام (ع) در عبارت: «مايجاوز نفسها»، دليل عهده دار شدن زن را در امور غير خويش چنين فرمودهاند: «فانّ ذلك أنعم لحالها، و أرخى لبالها، و أدومُ لجمالها و...» از اين تعليل پى مىبريم كه نهى در اين عبارت به معناى كراهت است و به معناى منع و حرمت نيست و شايد در نهى ارشادى ـ مقابل نهى مولوى ـ ظهور داشته باشد.
بدون شك زن مىتواند مردان را براى كارهاى بازرگانى به خدمت بگيرد و به آنها امر و نهى كند و هيچ مجتهدى به حرمت آن فتوا نداده است. و مثل اين گونه كارها، در نهى دراين روايت داخل است و به كمك قرينهاى كه ذكر شد، دست كم احتمال اين كه نهى به معناى كراهت باشد وجود دارد و همين احتمال، روايت را از صلاحيت براى استدلال خارج مىسازد؛ اما روايت از يك اصل مهم در اسلام پرده بر مىدارد و آن اين كه خداوند زن را براى بخش ديگر زندگى آفريده است و آن، مراقبت و پاسدارى از نهاد خانواده است، و پذيرش اداره حكومت و سلطنت و دخالت در جنگ و صلح، در شأن زن نيست؛ زيرا زن براى اين گونه كارها آفريده نشده است، و هيچ كس در اين مطلب با ما اختلاف نظر ندارد و واقعيت تاريخى انسان نيز همين را ثابت مىكند؛ ولى اين نكته غير از منع و حرمت است و اگردليل خاصّى بر حرمت وجود داشته باشد، اين روايت شايستگى تأييد دليل را
(٦٥) همان، ص ١٢٠، ح١ و ٣.
(٦٦) فروغ كافى، ج٢، ص٦١.
(٦٧) من لايحضره الفقيه، ج٢، ص٣٤٨.