فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - زن و ولايت سياسى و قضايى آیت الله محمد مهدى آصفى
دارد و اگر دليل مستقلى بر منع و حرمت وجود نداشته باشد، اين روايت تنها به بيان طبيعت آفرينش روحى و عقلى زن اشاره دارد و از آن، جنبههاى مختلف زندگى زن ـ كه خداوند برايش قرار دادهـاستفاده مىشود.
٤. روايت: «لاتطيعوا النساء»:
مردى از اصحاب امير مؤمنان على (ع) نزد آن حضرت از همسرش گله كرد، دراين هنگام حضرت بلند شد و چنين خطبه خواند:
«معاشر الناس، لاتطيعوا النساء ولا تأمنوهنّ على مال، و لاتذروهنّ يدبّرن أمرالعيال؛ فإنّهنّ إن تركن و اما أردن أوردن المهالك وَ عدون أمر المالك»؛
اى مردم، از زنان اطاعت نكنيد و آنان را امين اموال خود قرار ندهيد و تدبير منزل را به دست آنان نسپاريد؛ زيرا اگر آنان به اراده خويش واگذار شوند و رها گردند نابود مىشوند و از فرمان الهى سرپيچى مىكنند.
اين روايت را شيخ حرّ عاملى از شيخ صدوق در كتاب من لايحضره الفقيه (٦٨)و علل الشرايع (٦٩)و امالى (٧٠)نقل كرده است، و شيخ صدوق در كتاب علل الشرايع و امالى روايت را با اين سند نقل كرده است: از علىّ بن احمد بن عبداللّه، از پدرش، از جدش احمد بن ابى عبداللّه (برقى)، از پدرش از محمد بن ابى عمير از افراد زيادى از امام صادق (ع) از امير مؤمنان (ع) روايت كرده است (٧١)و همان گونه كه مشاهده مىشود، سند روايت ضعيف است. بنابر اين نمىتوان به اين روايات اعتماد كرد.
به زودى در پايان اين نوشتار، در باره رواياتى ـ مانند اين روايت ـ كه به پايين بودن ارزش انسانى زن اشاره دارد، بحث خواهيم كرد.
(٦٨) همان، ج٢، ص١٨٣.
(٦٩) علل الشرايع، ص١٧٤.
(٧٠) الامالى، ص٢٧٥، طبع موسسه بعثت.
(٧١) وسائل الشيعه، ج١٤، ص١٢٩ ـ ١٣٠، ح٧.