فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٤ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
«اتفاق» چيز ديگرى وجود ندارد. (٢١)موارد كميابى هم وجود دارد كه واژه «اتفاق» به كار رفته و قصد گوينده مرتبه بالاترى از اجماع است. گويى اتفاق جز با وفاق تمام حاصل نمىشود به خلاف اجماع كه ممكن است كاشف از رأى معصوم باشد و در عين حال مخالفى هم كه رأيش غير قابل اعتنا است، وجود داشته باشد. (٢٢)
اين جا لازم است به اين حقيقت اشاره كنيم كه چنانچه قرينه صارفهاى وجود نداشته باشد، واژه «اتفاق»، به اجماعِ كاشف از حكم شرعى انصراف دارد و اين شايد به دليل كثرت استعمال اتفاق در اين معنا باشد.
وحيد بهبهانى در يكى از مسائل مربوط به معاملات گفته است:
شايد از اصل لغت استفاده شود كه عريه (٢٣)، شامل نخلهاى داخل باغ هم هست كه در اين صورت، نخلهاى داخل باغ هم مشمول اطلاق برخى اخبار مىشود و شايد مستند اتفاق فقيهان هم همين باشد با اين كه اتفاق كافى است؛ زيرا چنين مىنمايد كه اين مسأله اجماعى است (٢٤).
شايان ذكر است كه اهل سنت، بنيانگذاران اجماع هستند، و به واسطه همين مسأله از شيعيان متمايز شدهاند؛ و اگر اهل سنت نبودند، اجماع پديد نمىآمد و اگر اجماع نبود، اهل سنت پديد نيامده، از شيعه متمايز نمىشدند.
شيخ انصارى در اين زمينه مىگويد:
ريشه اجماع، اهل سنت هستند و ريشه اهل سنت هم، اجماع است. (٢٥)
(٢١) المعتبر، ج١، ص٢١٥؛ مدارك الاحكام، ج١، ص٣٣٢؛ مفاتيح الشرايع، ج١، ص١٥.
(٢٢) مصباح المنهاج (بحث تقليد)، ص١٢٥؛ القواعد الفقهيه، ج٥، ص٢٩٥.
(٢٣) عريه درخت خرمايى است كه صاحبش استفاده از آن را براى شخصى اباحه مىكند (ر.ك: غريب الحديث، ج١، ص٢٣١.)
(٢٤) حاشيه مجمع الفائدة و البرهان (از وحيد بهبهانى)، ص١٥٩.
(٢٥) ر.ك: فرائد الاصول، ج١، ص٧٩.