فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٦ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
على اللّه و لا أبين ضلالة ممن أخذ بذلك و زعم أنّ ذلك يسعه.... (٣٠)ـ (٣١)رسول خدا(ص) پيش از مرگ به آنها سفارش كرد ؛ اما آنها بعدها گفتند: ما پس از آن كه خداوند عزّ وجلّ، رسول خدا(ص) را قبض روح كرد مىتوانيم در مخالفت با خدا و رسول او به فردى كه مردم پس از رحلت پيامبر (ص) و سفارشهاى او، بر آن اتفاق كردهاند تمسك كنيم؛ پس هيچ كس بى پرواتر در برابر خدا و گمراهتر از كسى نيست كه اين سخن را بگويد و بپندارد كه مىتوان اين كار را انجام داد... .
وقتى اخباريان ديدند كه اجماعهاى بسيارى وجود دارد كه دانشمندانى همچون شيخ طوسى و سيد مرتضى و غير اينها در آثارشان ادعا كردهاند، ناگزير به توجيه و تأويل آنها پرداخته، گفتند: اينها اجماع هايى است كه در خصوص دو خبرى كه متعارضند، منعقد شده است و به اعتقاد آنها در حجّيت چنين اجماع هايى ترديدى وجود ندارد، و اين به دليل سخن امام صادق (ع) است كه در اين زمينه فرمود:
يُنظر إلى ما كان من روايتهما عنّا في ذلك الذي حكمنا به، المجمع عليه عند أصحابك، فيؤخذ به من حكمنا، و يترك الشاذّالذي ليس بمشهور عند أصحابك، فان المجمع عليه لاريب فيه.... (٣٢)
بايد در روايات دو حاكم كه به صورت مستند حكم خود را از ما نقل مىكنند، نظر شود و هر كدام از دو حاكم كه روايتش مورد اجماع و اتفاق اصحاب باشد، آن را اخذ كرده، همان را مستند حكم قرار دهند و طبق آن عمل شود و حديث شاذّ و غير مشهور را رها سازند؛ زيرا در حديثى كه مورد اتفاق است، ترديدى نيست... .
سيد نعمت اللّه جزايرى از برخى مشايخ خود نقل كرده كه اجماعها و اتفاق هايى كه پيش از سيد مرتضى و شيخ طوسى محقق شده، بر همان اخبارى بوده است كه در كتاب
(٣٠) همان، ج٩، ص٣٦٧.
(٣١) وسائل الشيعه، ج٢٧، ص ١٠٦، باب ٩ از ابواب صفات قاضى، ح١.
(٣٢) همان.