پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٨٢
ضَعِيفاً» «١» يا «كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ اسْفَاراً» «٢».
«ال» عهد: براى تعيين مورد خاصى از جنس چيزى وضع شده است، كه آن مورد خاص قبلًا در جمله آمده است، مانند: «كَما ارْسَلْنَا الَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا، فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ» «٣» ، «ال» در كلمه «الرَّسُولَ» الف و لام عهد است، همان طور كه ملاحظه مىشود كلمه «رسولًا» قبلًا در جمله ذكر شده است.
٢- «ال» زايد: گاهى الف و لام در كلمهاى مىآيد كه مفيد تعريف نبوده و كلمه را معرفه نمىكند، به چنين «ال»، اصطلاحاً الف و لام زايد مىگويند؛ چنين الف و لامى در زايد بودنش بر دو نوع است: لازم و غير لازم.
توضيح اينكه، كلماتى كه خود معرفهاند و هنگامى كه «ال» بر آنها داخل مىشود نمىتوان الف و لام را براى آنها علامت تعريف فرض نمود، بلكه اصطلاحاً به آن زايد گفته مىشود. مانند «ال» در كلمات قرآنى: «اللّات، وَالْعُزَّى، ءَالْأنَ، وَالْيَسَع و ...».
همچنين الف و لام اسمهاى موصول نيز زايد است، مانند: «الَّذِى، الَّذَانِ، الَّذِينَ، الَّتِى، الَّتِى و ...».
٣- «ال» اسم موصول: كه به معناى اسم موصول مىآيد و بر اسم فاعل و اسم مفعول داخل مىشود، به شرط آنكه از آن اراده الف و لام عهد يا جنس نشود، مانند «وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحاً، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً، فَالْمُغيِرَاتِ صُبْحاً» «٤» و يا «انَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَ الْمُصَّدِّقتِ وَ أَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» «٥».
حكم همزه وصل در حروف: در صورت ابتدا به همزه وصل در الف و لام تعريف، حركت همزه، مفتوح خواهد بود «٦».