امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٤٣
در عصر رسول اكرم (ص) كه عدهاى از اصحاب در «صفّه» بسر مىبردند، علاقه به عبادت فردى و دورى از مردم در برخى از آنها به وجود آمده بود، ليكن پيامبر (ص) با يادآورى اهميّت امر به معروف و نهى از منكر، آنها را از سقوط نجات داد.
اميرمؤمنان (ع) فرمود: پيامبر (ص) به اهل صفّه سركشى مىكرد، زيرا آنها ميهمان حضرت بودند. در يكى از اين ملاقاتها، «سعد بن أشج» برخاست و عرض كرد: من خدا و پيامبر (ص) و حاضران را شاهد مىگيرم كه «خواب بر من حرام است» (و تمام همّتم را صرف عبادت در شب مىكنم) حضرت براى تصحيح انديشه غلط او فرمود:
تو با اين گونه رياضت و عبادت كارى نكردهاى، چرا كه اگر با مردم ارتباط نداشته باشى، چگونه مىتوانى امربه معروف و نهى از منكر كنى؟ آن گروهى كه امر به معروف و نهى از منكر نمىكنند بد گروهى هستند. «١» متأسفانه، در سخنان برخى از مناديان عرفان و تصوف، تعبيراتى ديده مىشود، كه با روح مكتب اسلام ناسازگار است. به عنوان مثال «غزالى» هر چند در كتاب «احياء العلوم» فصلى را به «امر به معروف و نهى از منكر» اختصاص داده و با تعبيرات رسا و بلندى از ارزش اين فريضه سخن گفته است. ليكن در باب عزلت، با دعوت به گوشهگيرى و گريز از مردم آنان رابه كنارنهادن تكليف شاقّ و سنگين «امربه معروف ونهىاز منكر» فرامىخواند. «٢» اشتباه غزالى و امثال او از آنجا ناشى مىشود كه گمان كردهاند، با دورى از جامعه، وظيفه امر به معروف و نهى از منكر ساقط مىشود، و چون انجام اين وظيفه را با خطرات و مشكلاتى همراه دانستهاند، از اين رو، در صدد سبك كردن تكليف خود بودهاند، در حالى كه رها كردن جامعه در شرايطى كه آتش فتنه و گناه آن را فرا گرفته است، خود گناهى نابخشودنى است. علاوه بر اين، نتيجه اين گونه تفكر آن است كه انسانهاى صالح با دورى از جامعه زمينه فساد بيشتر و حاكميت مطلق تبهكاران را فراهم مىآورند، تا آنان بدون احساس مزاحمت به جنايت بپردازند.