آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٩
پيشگويىهاى كاهنانه و غيبگويىها شيّادانه نيز چيزى جز فريب، دروغ و استفاده از بعضى كلمات دوپهلو و رموز نيست و گاهى با تكيه بر ستارهشناسى، فالبينى، كتابهاى قديمى و ... درباره تحولات و حوادث آينده مطالبى بيان مىگردد كه عموما واقعيت ندارد و هيچ اعتمادى به آن نيست.
از ديدگاه دىتور نيز بسيارى از طرّاحان و تصميمگيران، چنين مىپندارند كه محتملترين آينده، همان است كه در تداوم روندهاى موجود، به ظهور مىرسد؛ ... اما رويدادها، روندهاى ادوارى و مسائل نوظهور، قطعا موجب مىشود كه اين آينده حدسى و خطّى به هيچوجه اتفاق نيفتد. به اين ترتيب همه طرحها و برنامههايى كه فرض را بر استمرار وضع موجود» مىگذارد، به ناكامىهاى بسيار سريعى در طرحريزى و سياستگذارى مىانجامد و موجبات بىاعتبارى تمامى كوششها در زمينه طرحريزى و پيشبينى را فراهم مىسازد ....[١]
باتوجّه به اين گفتهها، روشن مىشود كه ديدگاه واحد و روشنى درباره «پيشبينى آينده» وجود ندارد؛ اما در بيشتر موارد دانشمندان و متفكران معتقدند كه پيشبينى قطعى و يقينى وجود ندارد. البته گزينههاى يادشده نيز در اهميت و ارزش يكسان نيستند؛ ازاينرو ارزشمندترين و مهمترين انگاره در زمينه «پيشبينى آينده»، دو گزينه ذيل است:
١. پيشبينى دينى (غيبگويى)؛
٢. پيشبينى احتمالى روند تاريخ (فلسفه تاريخ).
به نظر ما پيشبينىهاى دينى- به خصوص در اسلام- درست، يقينى و تحقّق يافتنى است و نبايد در درستى و حتمى بودن آن ترديد كرد؛ زيرا معارف دينى مستند به وحى و الهامات الهى و گفتارهاى پيامبر صادق و امامان معصوم است و بسيارى از اين پيشبينىها و غيبگويىها درباره حوادث و پديدههاى تاريخى، واقع شده است. ازاين رو مبناى پژوهش در اين ساحت، تكيه بر نصوص دينى (آيات، تفاسير و روايات)
[١]. جيمزدىتور، پيشين، ص ١٠٥.