آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٢٢
نمىرساند».[١]
به زعم وى، امروزه تقريبا تمام كشورهاى پيشرفته صنعتى، نظام و نهادهاى دموكراسى ليبرال را پذيرفتهاند يا در آستانه پذيرش آن قرار دارند و كشورهاى سياسى نيز به اقتصاد آزاد روى آورده و به آن پيوستهاند! كلّ اعتقاد به اينكه حركت اجتماع توسط نهادهاى بزرگ متمركز در سايه يك ايدئولوژى فراگير هدايت مىشود، به پايان خط رسيده است. براى ساختارهاى مبتنى بر بازار آزاد اقتصادى و دولت ليبرال دموكرات نيز، هيچجايگزين تاريخى وجود ندارد و كشورهاى پيشرفته- جز سرمايهدارى دموكراتيك جهانى- فاقد هرگونه الگوى اقتصادى و سياسى جايگزين مىباشند.[٢]
وى مىافزايد: امروز بشر فاقد جايگزينهاى تاريخى ديگر است. رتبهبندىهاى مصنوعى مبنى بر ساختارهاى سياسى- چون دولتهاى مطلقه، توتاليتر و دموكراسىها بر پايه بازار آزاد- وجود ندارد و همه براى رسيدن به نوعى از نظام دموكراسى بر پايه بازار آزاد تلاش مىكنند. البته او جهانى شدن ليبرال دموكراسى را با آمريكايى شدن يكى مىگيرد و گويا مىخواهد بقبولاند كه با مرگ خدا (!) و سقوط كمونيسم، مطلقى جز ايالات متحده در دهكده جهانى وجود ندارد:
«به نظر من جهانى شدن، همان امريكايى شدن است؛ چرا كه امريكا از برخى جهات پيشرفتهترين كشور سرمايهدارى در جهان امروز است و همينطور نهادهاى آن، نمايانگر پيشرفت و توسعه منطقى نيروهاى بازار است ... قطعا امريكايى شدن با جهانى شدن يكى است».[٣]
باتوجّه به اين ديدگاه افراطى، مىتوان نتايج زير را از فرضيه پايان تاريخ فوكوياما به دست آورد:
[١]. پگاه حوزه، ش ٤.
[٢]. مجتبى اميرى، پايان تاريخ و بحران اعتماد، اطلاعات سياسى- اقتصادى، شماره ٩٧ و ٩٨، ص ١٢.
[٣]. رحيم كارگر، جهانى شدن و حكومت جهانى مهدى( عج)، فصلنامه انتظار، ش ٦، ص ١٦٠.