ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٧ - بررسى سه جوابى كه به پرسش فوق داده شده و قابل بررسى هستند
اجتهاد برسند، و اين معنا در تمام شؤون زندگى برايشان عادت شود كه همواره نيروى عقل خود را به كار اندازند.
و يا گفتهاند قرآن با دارا بودن آيات متشابه، باعث شده است كه مسلمين از راههاى مختلفى به تاويل دست يابند، و به همين منظور در فنون مختلف علمى از قبيل علم لغت صرف ، نحو و اصول فقه متخصص گردند.
[بررسى سه جوابى كه به پرسش فوق داده شده و قابل بررسى هستند]
اينها پاسخهاى بيهودهاى است كه به اشكال ذكر شده، دادهاند، كه با كمترين نظر و دقت، بيهودگى آن براى هر كسى روشن مىشود، و آنچه كه شايستگى براى ايراد و بحث دارد جوابهاى سهگانه زير است:
اول اينكه: كسى بگويد: خداى تعالى قرآن را مشتمل بر متشابهات كرد تا دلهاى مؤمنين را بيازمايد، و درجات تسليم آنان را معين سازد، و معلوم شود چه كسى تسليم گفتار خدا و مؤمن به گفته او است، چه اينكه گفته او را بفهمد يا نفهمد، و چه كسى تنها تسليم آياتى است كه برايش قابل درك است، زيرا اگر همه آيات قرآن صريح و روشن بود ايمان آوردن به آن جنبه خضوع در برابر خدا و تسليم در برابر رسولان خدا نمىداشت.
ولى اين پاسخ درستى نيست، براى اينكه خضوع يك نوع انفعال و تاثر قلبى است، كه در فرد ضعيف، آنجا كه در برابر فرد قوى قرار مىگيرد پيدا مىشود، و انسان در برابر چيزى خاضع مىشود كه يا به عظمت آن پى برده باشد، و يا عظمت آن، درك او را عاجز ساخته باشد، نظير قدرت و عظمت غير متناهيه خداى سبحان، و ساير صفاتش، كه وقتى عقل با آنها روبرو مىشود عقبنشينى مىكند، زيرا احساس مىكند كه از احاطه به آنها عاجز است.
و اما چيزهايى كه عقل آدمى اصلا آنها را درك نمىكند، و تنها باعث فريب خوردن آنان مىشود، يعنى باعث مىشود كه خيال كنند آنها را مىفهمند برخورد با اينگونه امور خضوع آور نيست، و خضوع در آنها معنا ندارد، مانند آيات متشابهى كه عقل در فهم آن سرگردان است، و خيال مىكند آن را مىفهمد در حالى كه نمىفهمد.
وجه دوم اينكه: گفتهاند قرآن بدين جهت در بر دارنده آيات متشابه است كه تا عقل را به بحث و تفحص وا دارد و به اين وسيله عقلها ورزيده و زنده گردند، بديهى است كه اگر سر و كار عقول تنها با مطالب روشن باشد، و عامل فكر در آن مطالب بكار نيفتد، عقل مهمل و مهملتر گشته و در آخر بوته مردهاى مىشود، و حال آنكه عقل عزيزترين قواى انسانى است، كه بايد با ورزش دادن تربيتش كرد.
اين وجه هم چنگى به دل نمىزند براى اينكه خداى تعالى آن قدر آيات آفاقى (در