ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٢ - معناى كلمه خدا و مراد از كلمه در جمله يبشرك بكلمة منه
عهدين مىسازد، ولى با قرآن كريم نمىسازد، چون قرآن كريم قبلا بشارت آمدن عيسى ع را نداده بود، تا بگوئيم: كلمه در اين آيه به معناى آن بشارتى است كه قبلا داده بود، بلكه قرآن، عيسى ع را بشارت آور معرفى نموده، نه كسى كه مردم از پيش بشارت آمدنش را شنيده باشند، علاوه بر اينكه سياق جمله:(اسْمُهُ الْمَسِيحُ) با اين توجيه تناسبى ندارد، چون ظاهر اين عبارت اين است كه لفظ مسيح نام خود كلمه است، و يا به عبارت ديگر كلمه خود عيسى است نه نام ظهور او و يا ظهور كلمهاى كه قبلا به وسيله انبياء وعدهاش داده شده بود.
و چه بسا گفته باشند كه مراد از كلمه ، عيسى ع است، چون عيسى ع روشنگر تورات براى مردم است، و مرادى كه خداى تعالى از تورات دارد بيان مىكند، و براى مردم، آن مطالبى را كه يهوديان در تورات اضافه كردهاند مشخص مىسازد، و اختلافى را كه در امور دينى دارند برطرف مىسازد، هم چنان كه خود آن جناب به حكايت قرآن در خطاب به بنى اسرائيل فرموده:(وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ)[١] ليكن اين نكته هر چند كه تعبير به كلمه را توجيه مىكند، ولى آيه شريفه از قرينهاى كه مساعد با اين توجيه باشد خالى است.
و چه بسا گفته باشند كه مراد از كلمة منه خود بشارت است، مىخواهد به مريم خبر دهد كه به عيسى ع حامله مىشود و عيسى ع از او متولد خواهد شد و خلاصه مىخواهد بفرمايد: خداى تعالى به تو بشارت مىدهد به كلمهاى از خود و آن كلمه اين است: بشارت مىدهد تو را به اينكه به زودى بدون اينكه با مردى تماس گرفته باشى عيسى از تو متولد مىشود، اين توجيه نيز درست نيست، چون در ذيل آيه فرموده: اسم آن كلمه مسيح است و بنا بر اين توجيه اسم كلمه مسيح نيست بلكه اسمش بشارت است.
و چه بسا گفته باشند كه مراد از كلمه خود عيسى ع است، چون عيسى كلمه ايجاد است، يعنى مصداق كلمه كن است و اگر خصوص عيسى ع را كلمه خوانده، با اينكه هر انسانى و بلكه هر موجودى مصداقى از كلمه كن تكوينى است براى اين بود كه ولادت ساير افراد بر طبق مجراى اسباب عادى و مالوف صورت مىگيرد، نطفه مرد با عمل نكاح به نطفه زن مىرسد و عوامل مقارن با اين عمل دست به كار مىشوند تا فرزند متولد شود و به
[١] تا برايتان بيان كنم پارهاى از مسائلى را كه در آن اختلاف داريد. سوره زخرف، آيه ٦٣