ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٢ - لازمه قول به هلاكت دائمى فرزندان آدم و انحصار راه نجات آنان در فدا شدن عيسى(ع)، و لغو و عبث بودن تشريع تمام اديان است
و انزال كتب هيچ اثرى ندارد و دردى را دوا نمىكند، با اينكه مسيح تصريح كرده به اينكه براى نجات دادن گنهكاران و خطاكاران فرستاده شده و نيز تصريح نموده است كه صالحان و اخيار احتياجى به اين معنا ندارند.
انجيل لوقا اصحاح پنجم مىگويد: كاهنان و يهوديان رياكار بر سر شاگردان مسيح غوغا كردند كه چرا شما شاگردان مسيح با باجگيران و خطاكاران مىخوريد و مىنوشيد، خود مسيح به جاى شاگردان پاسخ داد: آنان كه صحيح و سالماند طبيب لازم ندارند، و تنها بيمارانند كه طبيب مىخواهند، من نيامدهام كه صديقين را دعوت كنم، ليكن خطاكاران را به توبه مىخوانم.
و كوتاه سخن اينكه قبل از فداى مسيح هيچ غرض صحيحى به نظر نمىرسد كه تشريع شرايع الهيه و نواميس دينيه قبل از فداى مسيح را از عبث و لغويت حفظ كند و براى اين عمل عجيب كه از خداى تعالى و تقدس صادر شد محمل صحيحى بوده باشد، مگر اينكه كسى بگويد خداى تعالى مىدانسته كه اگر (با فداى مسيح) محذور خطيئه آدم را برطرف نكند هيچيك از اين شريعتها و احكام آنها به هيچ وجه سود نخواهد داد، و اگر با چنين علمى مع ذلك شريعتهايى را تشريع كرد بر سبيل احتياط و به اميد موفقيت بوده، به اين اميد كه شايد روزى بتواند (به وسيله فداء كردن يكى از صاحبان شريعت يعنى عيسى) آن محذور را برطرف كند و ميوه تشريعهاى بعد از فداء را بچيند و به هدف خود نائل گردد، و به آرزوى در روز نخست خلقت برسد، به همين منظور شرايعى را (به نظر خود بطور غير جدى) تشريع نموده، براى انبياى خود و ساير مردم وانمود كرد كه جدى و واقعى است و به آنان نگفت كه ما دام محذورى كه هست برطرف نشود اين شريعتها و زحمات شما انبياء و مؤمنين ذرهاى اثر نمىبخشد و شرايع همه بيهوده بوده و هدر خواهد رفت.
در اين فرضيه، خداى تعالى هم خودش را گول زده و هم مردم را، اما مردم را گول زده براى اينكه براى آنان چنين وانمود كرده كه اگر به احكام شريعتها عمل كنند سعادت و آمرزششان را ضمانت مىكند و اما خودش را فريب داده، براى اينكه تشريع بعد از رفع محذور مذكور به وسيله فداء نيز لغو و بىاثر است و كمترين اثرى در سعادت مردم ندارد، هم چنان كه بدون رفع آن محذور هم اثر نداشت، اين حال تشريع دين قبل از رسيدن موقع مناسب براى فداء و تحقق آن بود.
و اما در زمانى كه موقع براى فداء مناسب شد و بعد از آن مساله لغو بودن تشريع شريعت و دعوت دينى و هدايت الهيه روشنتر و واضحتر است، براى اينكه بعد از برطرف شدن محذور