ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨ - نقل اقوال مختلفى كه در باره مراد از محكم و متشابه گفته شده و نقد و رد آنها
يعنى علم بحقيقت معانى آنهاست، كه امثال آيات صفات بر آنها دلالت دارد، درست است كه ما از عبارت:(إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)[١] و يا عبارت(إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)[٢] و امثال آن معناهايى مىفهميم، و ليكن حقيقت علم و قدرت و ساير صفات خدا و كيفيت افعال خاصه به خدا را نمىفهميم، و تاويل متشابهات هم همين است كه جز خدا كسى آن را نمىداند.
اين بود خلاصه گفتار ابن تيميه و ما ان شاء اللَّه بزودى در بحثى كه پيرامون تاويل خواهيم داشت متعرض اشكالات گفته وى خواهيم شد.
سيزدهم اين است كه بعضى گفتهاند: محكم آن آياتى است كه عقل در درك آن راه دارد، و متشابه آن است كه چنين نباشد.
اين وجه نيز درست نيست، براى اين كه سخنى است بدون دليل، و آيات قرآنى هر چند به اين دو قسم تقسيم مىشوند، ولى صرف اين كه بعضى از آيات قرآن آن طور، و بعضى ديگر اين طور هستند دليل نمىشود بر اين كه محكم، آيات قسم اول، و متشابه آيات قسم دوم باشد، چون خصوصياتى كه در آيه مورد بحث براى محكم و متشابه ذكر شده، با اين وجه آن طور كه بايد تطبيق نمىشود، علاوه بر اين، وجه نامبرده بوسيله آيات احكام نقض مىشود، براى اين كه اين آيات بطور قطع جزء آيات محكم قرآن است، در حالى كه عقل هيچ راهى به حقيقت مفاد آن ندارد، و بنا بر وجه نامبرده بايد جزء متشابهات شمرده شود.
چهاردهم اين است كه بعضى گفتهاند: محكم عبارت است از آياتى كه ظاهرش منظور باشد، و متشابه آن است كه ظاهرش منظور نباشد.
اين وجهى است كه در بين دانشمندان اخير اسلامى شيوع يافته، و اصطلاحى هم كه همين دانشمندان در معناى تاويل دارند مبتنى بر همين معنايى است كه براى محكم و متشابه كردهاند، چون در معناى تاويل گفتهاند: عبارت است از معنايى كه مخالف با ظاهر كلام باشد، و گويا مراد آن كسى هم كه گفته: محكم آيهاى است كه تاويلش تنزيلش باشد، و متشابه آيهاى است كه به جز تاويل معنايى از آن فهميده نشود، همين وجه چهاردهم است.
و اين وجه هم درست نيست، زيرا صرف اصطلاحى است، و اوصافى كه در آيه
[١] سوره بقره آيه ٢٠.
[٢] سوره توبه آيه ١١٥.