ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٢ - ١ - داستان عيسى و مادرش ع در قرآن چگونه است
بنى اسرائيل گسيلش مىدارد، رسولى داراى آيات بينات، و نيز به مريم از شان پسرش و سرگذشت او خبر داد، آن گاه در مريم بدميد و او را حامله كرد، آن طور كه يك نفر زن به فرزند خود حامله مىشود، اين مطالب از آيات زير استفاده مىشود: آل عمران، آيه ٣٥- ٤٤ .
آن گاه مريم به مكانى دور منتقل شد و در آنجا درد زائيدنش گرفت و درد زائيدن او را به طرف تنه نخلهاى كشانيد و با خود مىگفت: اى كاش قبل از اين مرده و از خاطرهها فراموش شده بودم، من همه چيز را و همه چيز مرا از ياد مىبرد، در اين هنگام از طرف پائين وى ندايش داد:
غم مخور كه پروردگارت پائين پايت نهر آبى قرار داده، تنه درخت را تكان بده تا پى در پى خرماى نورس از بالا بريزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندى چون من خرسند باش، اگر از آدميان كسى را ديدى كه حتما خواهى ديد، بگو من براى رحمان روزه گرفتهام و به همين جهت امروز با هيچ انسان سخن نمىگويم، مريم چون اين را شنيد از آنجا كه فرزند خود را زائيده بود به طرف مردم آمد در حالى كه فرزندش را در آغوش داشت[١] و به طورى كه از آيات كريمه قرآن بر مىآيد حامله شدنش و وضع حملش و سخن گفتن او و ساير شؤون وجودش از سنخ همين عناوين در ساير افراد انسانها بوده.
مردم و همشهريان مريم وقتى او را به اين حال ديدند، شروع كردند از هر سو به وى طعنه زدن و سرزنش نمودند چون ديدند دخترى شوهر نرفته بچهدار شده است، گفتند: اى مريم چه عمل شگفتآورى كردى!، اى خواهر هارون نه پدرت بد مردى بود و نه مادرت زناكار، مريم اشاره كرد به كودكش كه با او سخن بگوئيد، مردم گفتند: ما چگونه با كسى سخن گوئيم كه كودكى در گهواره است، در اينجا عيسى به سخن درآمد و گفت: من بنده خدا هستم، خداى تعالى به من كتاب داد و مرا پيامبرى از پيامبران كرد و هر جا كه باشم با بركتم كرد و مرا به نماز و زكات سفارش كرد، ما دام كه زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبار كرد و نه شقى، و سلام بر من روزى كه به دنيا آمدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده بر مىخيزم.[٢] پس اين كلام كه عيسى در كودكى اداء كرد، به اصطلاح علمى، نسبت به برنامه كار نبوتش براعت استهلال بوده (براعت استهلال به اين معنا است كه نويسنده كتاب در حمد و ثناى اول كتابش كلماتى بگنجاند كه در عين اينكه حمد و ثناى خدا است اشارهاى هم باشد به
[١] سوره مريم، آيه ٢٠- ٢٧ .
[٢] سوره مريم، آيه ٢٧- ٣٤ .