ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٨ - منظور از تفسير به رأى كه از آن نهى شده است
ما وقتى يك جمله كلام بشرى را مىشنويم از هر گويندهاى كه باشد بدون درنگ قواعد معمولى ادبيات را در باره آن اعمال نموده كشف مىكنيم كه منظور گوينده چه بوده، و همان معنا را به گردن آن كلام و گويندهاش مىگذاريم، و حكم مىكنيم كه فلانى چنين و چنان گفته، هم چنان كه اين روش را در محاكم قضايى و اقرارها و شهادتها و ساير جريانات آنجا معمول مىداريم، بايد هم معمول بداريم، براى اينكه كلام آدمى بر اساس همين قواعد عربى بيان مىشود، هر گويندهاى به اتكاى آن قواعد سخن مىگويد، و مىداند كه شنوندهاش نيز آن قواعد را اعمال مىكند، و تك تك كلمات و جملات را بر مصاديق حقيقى و مجازى كه علم لغت در اختيارش گذاشته تطبيق مىدهد.
و اما بيان قرآنى به بيانى كه در بحثهاى قبلى گذشت بر اين مجرا جريان ندارد، بلكه كلامى است كه الفاظش در عين اينكه از يكديگر جدايند به يكديگر متصل هم هستند، به اين معنا كه هر يك بيانگر ديگرى، و به فرموده على (ع) شاهد بر مراد ديگرى است .
پس نبايد به مدلول يك آيه و آنچه از بكار بردن قواعد عربيت مىفهميم اكتفاء نموده، بدون اينكه ساير آيات مناسب با آن را مورد دقت و اجتهاد قرار دهيم به معنايى كه از آن يك آيه به دست مىآيد تمسك كنيم، هم چنان كه آيه شريفه:(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً)[١] به همين معنا اشاره نموده و مىفرمايد تمامى آيات قرآن بهم پيوستگى دارند، كه بيانش در بحثى كه پيرامون اعجاز قرآن داشتيم و نيز در خلال بحثهاى ديگر گذشت.
بنا بر آنچه گفته شد تفسير به رأى كه رسول خدا ٦ از آن نهى فرموده عبارت است از طريقهاى كه بخواهند با آن طريقه رموز قرآن را كشف كنند، و خلاصه نهى از طريقه كشف است، نه از مكشوف، و بعبارتى ديگر از اين نهى فرمود كه بخواهند كلام او را مانند كلام غير او بفهمند، هر چند كه اين قسم فهميدن گاهى هم درست از آب درآيد، شاهد بر اينكه مراد آن جناب اين است، روايت ديگرى است كه در آن فرمود: كسى كه در قرآن به رأى خود سخن گويد، و درست هم بگويد باز خطا كرده و معلوم است كه حكم به خطا كردن حتى در مورد صحيح بودن رأى جز بدين جهت نيست كه طريقه، طريقه درستى نيست، و منظور از خطا كردن خطاى در طريقه است، نه در خود آن مطلب، و همچنين حديث عياشى كه در آن
[١] سوره نساء آيه ٨٢.