ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١ - معناى فرقان و موارد استعمال آن در قرآن مجيد
بهر حال ذكر تورات و انجيل در آيه مورد بحث يعنى در اول سوره، خالى از نوعى تعريض و كنايه به يهود و نصارا نيست، تعريض و طعنه به اعمالى كه كردند، و به سخنانى كه در مورد تولد عيسى و نبوت و به آسمان رفتنش زدند.
(وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ)
[معناى فرقان و موارد استعمال آن در قرآن مجيد]
كلمه فرقان بطورى كه در صحاح آمده به معناى چيزى است. كه ميان حق و باطل جدايى بيندازد، ولى دلالت ماده اين كلمه اعم است يعنى دلالت بر صرف جدا سازى دارد، چه جدا سازى حق از باطل و چه جدا سازى نخود از كشمش مثلا، و يا هر جدا سازى ديگر، هم چنان كه مىبينيم در قرآن كريم در مورد جدا سازى مردم استعمال شده آنجا كه فرموده:
(يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ)[١].
و نيز فرموده:(يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً)[٢].
چيزى كه هست مطلوب از اين جدا سازى در درگاه خداى تعالى حتما امرى است كه به هدايت برگشت كند، و در باره آن باشد، و جدا سازى مربوط به اين مساله حتما همان جدا سازى بين حق و باطل خواهد بود حق و باطل در عقايد و در معارف، و نيز تعيين اينكه بنده خدا چه وظايفى دارد، و چه چيزهايى جزء وظايف او نيست.
در نتيجه معناى جمله مورد بحث، با مطلق معارف الهيه منطبق مىشود، چه معارف اصلى و چه فرعى، چه آنهايى كه در كتابش بيان شده و چه آنهايى كه به زبان انبيايش جارى گشته، و لذا مىبينيم در آيه:(وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ)[٣] همه آنچه را كه بر موسى و هارون نازل كرده فرقان ناميده است.
و نيز در آيه:(وَ إِذْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ)[٤] غير از كتاب تورات ساير دستورات نازله بر موسى (ع) را نيز فرقان خوانده است.
و در آيه:(تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً)[٥] فرموده:
بلند مرتبه است آن خدايى كه فرقان را بر بندهاش نازل كرد تا براى همه عالميان نذير باشد.
[١] روز فرقان، روزى كه همه گروهها جمع مىشوند، و يك ديگر را ديدار مىكنند و نيك از بد جدا مىشود. سوره انفال آيه ٤١.
[٢] برايتان فرقانى قرار مىدهد. سوره انفال آيه ٢٩.
[٣] سوره انبياء آيه ٤٨.
[٤] سوره بقره آيه ٥٣.
[٥] سوره فرقان آيه ١.