ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤ - روايتى در باره خلقت جنين و سرنوشت او
وقتى كه خدا بخواهد نطفه را انسانى تام الخلقة كند.
و اينكه فرمود: آن انسانى كه در ازل از او ميثاق گرفته شده اشاره است به مطلبى كه بيانش به زودى مىآيد، و خلاصهاش اين است كه انسان قبل از اينكه در اين خلقت و به دنيا آمدن حالات و صفاتى پيدا كند، هم خودش و هم حالاتش قبل از دنيا در عالم رحم وجود داشته و احوال دنيائيش مطابق حالاتى است كه در آن عالم داشته، و آن عالم همان عالمى است كه در لسان اخبار بعالم ذر و عالم ميثاق تعبير شده است.
آنچه كه در عالم ميثاق سپرده به ناچار در اين عالم دنيوى محقق مىشود، و همچنين آنچه در اين عالم موجود شده چيزى است كه در عالم ميثاق داده، بدون اين كه كمترين تغيير و تبديلى پيش بيايد، پس آنچه در عالم ذر تقدير شده، قضايى است حتمى و بهمين جهت امام (ع) در آغاز كلام ميان اين گونه انسانها و انسانهايى كه مشمول بدا مىشوند ترديد انداخت در باره دسته اول فرمود خلقتشان تمام مىشود. در باره دسته دوم فرمود خلقتشان تمام نشده سقط مىشوند، معلوم مىشود دسته اول دستخوش بدا نمىشوند، و جمله آن را در رحم قرار مىدهد عطف است بر جمله: نطفه را خلق كند .
و اينكه فرمود، تا از راه دهان زن وارد شكم او شوند بعيد نيست كه كلام امام نباشد، بلكه گفتارى باشد كه راوى از پيش خود به روايت اضافه كرده، مؤيد اين احتمال اين است كه اگر كلام امام بود بايد فرموده باشد يقتحمان فى بطن المرأة من فمها [١] نه اينكه دو باره كلمه مرأة را تكرار كند، و بفرمايد يقتحمان فى بطن المرأة من فم المرأة .
پس معلوم مىشود كلمه من فم المرأة جزء كلام امام نيست.
و به فرض كه جمله نامبرده هم، كلام امام (ع) باشد، حديث دليل بر اين مىشود كه داخل شدن فرشتگان در رحم زنان از باب داخل شدن جسمى در جسم ديگر نيست براى اينكه از دهان زن هيچ راهى به رحم او وجود ندارد، تنها راهى كه به رحم زن وجود دارد مجراى تناسلى اوست.
بله راههاى ديگرى هست و آن عبارتست از رگهايى كه خون حيض از آنها به داخل رحم وارد مىشود، كه داخل شدن از اين مجارى آسانتر از آن نيست كه فرشته از ديواره رحم وارد آن شود پس معلوم مىشود كه اين داخل شدن غير از داخل شدن جسمى در جسم ديگر است، و داخل شدن از دهان زن علتى ديگر دارد، نه گشادى راه و سهولت عمل، و اين معنا
[١] وارد مىشوند در شكم زن از دهان او .