ترجمه تفسیر المیزان
(١)
(3) سوره آل عمران در مدينه نازل شده، و مشتمل است بر دويست آيه(200)
٣ ص
(٢)
سوره آلعمران(3) آيات 1 تا 6
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٣ ص
(٤)
بيان آيات
٤ ص
(٥)
اشاره به آهنگ كلى سوره مباركه آل عمران و زمان و موقعيت نزول آن
٤ ص
(٦)
تنزيل بر تدريج نزول دلالت دارد
٦ ص
(٧)
وجه اينكه قرآن كريم در باره وحى، تعبير انزال و تنزيل(فرود آمدن) را بكار برده است
٨ ص
(٨)
معناى كلمه تورات و انجيل
١٠ ص
(٩)
معناى فرقان و موارد استعمال آن در قرآن مجيد
١١ ص
(١٠)
گفتارى در اينكه كلمه عذاب در اصطلاح قرآن به چه معنا است
١٣ ص
(١١)
شادى و غم، رنج و راحت دائر مدار طرز فكر آدمى است
١٣ ص
(١٢)
سعادت و شقاوت روحى و جسمى، و اينكه افراد بى خدا در هر حال پريشان روز هستند
١٤ ص
(١٣)
سعادت و شقاوت از ديدگاه اسلام
١٥ ص
(١٤)
بيان آيات
١٧ ص
(١٥)
كفر كافران، از حكم قضا و قدر و مشيت الهى خارج نيست
١٨ ص
(١٦)
بحث روايتى
٢٠ ص
(١٧)
روايتى متضمن محاجه و مباحثه رسول الله
٢٠ ص
(١٨)
روايتى در باره خلقت جنين و سرنوشت او
٢٢ ص
(١٩)
سوره آلعمران(3) آيات 7 تا 9
٢٨ ص
(٢٠)
ترجمه آيات
٢٨ ص
(٢١)
بيان آيات
٢٩ ص
(٢٢)
منظور از محكم بودن بعضى آيات قرآن و متشابه بودن بعض ديگر
٢٩ ص
(٢٣)
معناى اينكه آيات محكمه ام الكتاب هستند
٣٠ ص
(٢٤)
آيات متشابهه نيز، پس از آنكه با آيات محكمه تبيين شدند، محكمه مىشوند
٣٠ ص
(٢٥)
محكمات آيات متضمن اصول مسلمه قرآنى است و متشابهات آيات متضمن فروع است
٣٣ ص
(٢٦)
ثابت نبودن و احيانا متغير بودن احكام اجتماعى و فرعى، موجب تشابه مىگردد
٣٤ ص
(٢٧)
بررسى معناى تاويل در آيات قرآنى و اقوالى كه در اين باره گفته شده است
٣٥ ص
(٢٨)
سه نكته كه از توضيحات در باره معناى تاويل به دست آمده است
٤١ ص
(٢٩)
علم به تاويل كتاب مختص به خداى تعالى است
٤٢ ص
(٣٠)
انحصار علم به تاويل كتاب در خداى سبحان منافاتى با استثناء شدن رسول
٤٣ ص
(٣١)
موضع راسخون در علم در برابر آيات متشابه، ايمان به آنها و توقف در مقام عمل است
٤٤ ص
(٣٢)
دعاى راسخون در علم ربنا لا تزغ قلوبنا
٤٥ ص
(٣٣)
بحثى تفصيلى پيرامون محكم و متشابه و تاويل
٤٩ ص
(٣٤)
1 - گفتار در مساله محكم و متشابه
٤٩ ص
(٣٥)
نقل اقوال مختلفى كه در باره مراد از محكم و متشابه گفته شده و نقد و رد آنها
٥٠ ص
(٣٦)
كلام راغب اصفهانى در بيان مراد از محكم و متشابه و اقسامى كه براى محكم و متشابه قائل است
٦٠ ص
(٣٧)
دو اشكال بر قول راغب
٦٣ ص
(٣٨)
پيروى آيات متشابه منشا بدعتها و انحرافهاى بعد از رسول الله
٦٤ ص
(٣٩)
2 - ام الكتاب بودن آيات محكم چه معنا دارد؟
٦٦ ص
(٤٠)
3 - تاويل چه معنا دارد؟
٦٨ ص
(٤١)
دو دليل(اجمالى و تفصيلى) بر سستى اقوالى كه در باره مراد از تاويل گفته شده است
٧١ ص
(٤٢)
4 - آيا كسى جز خدا تاويل قرآن را مىداند؟
٧٥ ص
(٤٣)
اختلاف در اين مساله از ابتدا توأم با خلط و اشتباه بوده و ادله طرفين قاصر از اثبات مدعاى آنها است
٧٦ ص
(٤٤)
انحصار علم به تاويل در خداى سبحان، منافاتى با اعطاء آن علم به بعضى افراد ندارد
٧٩ ص
(٤٥)
تاويل قرآن عبارتست از حقائق خارجى كه آيات قرآنى مستند به آن حقائق است
٨١ ص
(٤٦)
بيان اينكه در ما وراى قرآنى كه در دست ما است امرى هست كه به منزله روح از جسد و ممثل از مثل است
٨٢ ص
(٤٧)
مطهرين از بندگان خدا با قرآنى كه در كتاب مكنون و لوح محفوظ است تماس دارند(لا يمسه إلا المطهرون)
٨٤ ص
(٤٨)
مطهرين همان راسخين در علم هستند
٨٥ ص
(٤٩)
5 - چرا كتاب خدا مشتمل بر متشابه است؟
٨٦ ص
(٥٠)
بررسى سه جوابى كه به پرسش فوق داده شده و قابل بررسى هستند
٨٧ ص
(٥١)
بيان آنچه در پاسخ به سؤال بالا شايسته گفتن است با توجه به پنج امر
٨٩ ص
(٥٢)
هدف از خلقت انسان، تشريع دين و سپس تطهير الهى است و همه افراد انسان به اين كمال نمىرسند
٨٩ ص
(٥٣)
راه رسيدن به هدف فوق شناساندن انسان به خود او است(از طريق تربيت علمى و عملى)
٩٠ ص
(٥٤)
اساس هدايت اسلام بر علم و معرفت است نه تقليد كور كورانه
٩١ ص
(٥٥)
امرى كه باعث شده است بيانات قرآن كريم جنبه مثل به خود بگيرد
٩٢ ص
(٥٦)
بيان اينكه جنبه مثل داشتن، مستلزم وجود تشابه است(ضرورت وجود متشابهات)
٩٦ ص
(٥٧)
ده نكته كه از مباحث و مطالب گذشته روشن شد
٩٧ ص
(٥٨)
مراتب مختلف قرآن از نظر معنا و اينكه هر معنايى خصوص به مرتبهاى از فهم و درك است
٩٨ ص
(٥٩)
اثر متقابل علم و عمل در يكديگر
٩٩ ص
(٦٠)
مردم بر حسب مراتب قرب و بعدشان از خداى تعالى مراتب مختلفى از علم و عمل دارند
١٠١ ص
(٦١)
بحث روايتى
١٠٣ ص
(٦٢)
رواياتى در معناى محكم و متشابه
١٠٣ ص
(٦٣)
رواياتى در باره راسخين در علم
١٠٥ ص
(٦٤)
رواياتى در وصف قرآن و اينكه قرآن ظاهرى و باطنى دارد
١١٠ ص
(٦٥)
انواع انطباق كليات قرآن بر مصاديق
١١٢ ص
(٦٦)
مراد از هفت حرف در رواياتى كه ميگويند قرآن بر هفت حرف نازل گشته است
١١٥ ص
(٦٧)
بحث روايتى ديگر(در باره تفسير به رأى)
١١٦ ص
(٦٨)
منظور از تفسير به رأى كه از آن نهى شده است
١١٧ ص
(٦٩)
ده قول كه در باره مراد از تفسير به رأى گفته شده است
١١٩ ص
(٧٠)
توضيح مراد از تفسير به رأى با شرحى در مورد تفاوت و اختلاف عمده بين كلام خدا و كلام بشرى
١٢١ ص
(٧١)
تفسير به رأى موجب ناهماهنگى و تنافى آيات قرآن مىشود
١٢٥ ص
(٧٢)
مراد از زدن بعض از قرآن به بعض ديگر در رواياتى كه از آن نهى شده است
١٢٥ ص
(٧٣)
دور شدن از علم اوصياء رسول الله
١٢٧ ص
(٧٤)
نهى از تكلم به رأى و قول به غير علم و ضرب بعض به بعض ، نهى از استمداد از غير قرآن براى فهم قرآن است
١٢٩ ص
(٧٥)
نهى از تكلم به رأى و قول به غير علم و ضرب بعض به بعض ، نهى از استمداد از غير قرآن براى فهم قرآن است
١٢٩ ص
(٧٦)
پاسخ به اين توهم كه هر تفسيرى كه از كلمات صحابه و تابعين خارج باشد، تفسير به رأى است
١٣٠ ص
(٧٧)
شان پيامبر
١٣١ ص
(٧٨)
راه به سوى فهم قرآن به روى كسى بسته نيست
١٣٣ ص
(٧٩)
قرآن بر معانى خود دلالت دارد و اهل بيت(ع) ما را به طريق اين دلالت و اغراض و مقاصد قرآن راهنمايى مىكنند
١٣٤ ص
(٨٠)
سوره آلعمران(3) آيات 10 تا 18
١٣٦ ص
(٨١)
ترجمه آيات
١٣٦ ص
(٨٢)
بيان آيات
١٣٧ ص
(٨٣)
آهنگ و غرض كلى اين آيات و ارتباط آنها با آيات قبل
١٣٧ ص
(٨٤)
وجه مقدم ساختن اموال بر اولاد در آيه شريفه
١٣٩ ص
(٨٥)
تكذيب كنندگان(از كفار) منشا اصلى آتش هستند و ديگران به آتش آنها مىسوزند
١٤٠ ص
(٨٦)
معناى شديد العقاب بودن خداى سبحان
١٤١ ص
(٨٧)
آيه شريفه قد كان لكم ناظر بر واقعه بدر است كه در آن با نصرت الهى مؤمنين ظفر يافتند
١٤٣ ص
(٨٨)
بيان وجوه و احتمالاتى كه در باره مرجع ضميرها در آيه شريفه گفته شده است
١٤٥ ص
(٨٩)
اموال و لذائذ اين دنيا وسائل و مقدمه نيل به چيزى است كه نزد خدا است و خود مستقلا هدف نيستند
١٤٨ ص
(٩٠)
چه كسى دنيا و متاع دنيوى را در نظر انسان زينت مىدهد؟
١٥٠ ص
(٩١)
فساد نظريه بعضى از مفسرين كه گفتهاند حقايق و طبايع مستند به خدا است، پس حب مال و لذائذ دنيوى مستند به خداى تعالى است
١٥٢ ص
(٩٢)
فساد گفته مفسرى ديگر در باره زينت دادن دنيا در نظر مردم
١٥٥ ص
(٩٣)
منشا اشتباه اين مفسران، غفلت از وجود ارتباط بين تمام اجزاى اين عالم مىباشد
١٥٦ ص
(٩٤)
در اين عالم نه فقط اعيان خارجى، بلكه اوصاف و افعال نيز با هم مرتبط و وابسته هستند
١٥٧ ص
(٩٥)
كون و فساد در غير اعمال و در اعمال سعادت آور، بلا واسطه مستند به خدا است ولى در اعمال شقاوت بار با واسطه مستند به او است
١٥٨ ص
(٩٦)
سه نكته راجع به آيه كريمه زين للناس حب الشهوات
١٦٠ ص
(٩٧)
اصناف مردم از لحاظ دلبستگى به اقسام شهوات
١٦٤ ص
(٩٨)
لذائذ و نعمتهاى دنيا و آخرت هم هست با اين تفاوت كه نعمتهاى آخرت خالى از قبح و فساد است
١٦٥ ص
(٩٩)
توضيحى در باره رضوان من الله
١٦٦ ص
(١٠٠)
تقرير يك اشكال لذائذ دنيوى براى بقاى انسان و حفظ نسل او است، در آخرت كه دار بقاء است، چه حاجتى به اينگونه لذائذ هست
١٦٨ ص
(١٠١)
جواب به اشكال فوق
١٧٠ ص
(١٠٢)
خلود و جاودانگى انسان در آخرت به معناى ابطال وجود او نيست، بلكه ادامه وجود دنيوى او است
١٧١ ص
(١٠٣)
انسان علاوه بر نقص و كمال طبيعى، نقص و كمالى نيز دارد كه به اختيار و اعمال او وابسته است
١٧٣ ص
(١٠٤)
پنج خصلت براى متقين
١٧٥ ص
(١٠٥)
توضيحى در باره رابطه بين عادل بودن خداى سبحان و شهادت او به وحدانيت خودش
١٧٧ ص
(١٠٦)
پاسخ به سخن بعضى از مفسرين كه گفتهاند مراد از شهادت دادن خدا، شهادت قولى نيست
١٨٠ ص
(١٠٧)
بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
١٨٣ ص
(١٠٨)
سوره آلعمران(3) آيات 19 تا 25
١٨٧ ص
(١٠٩)
ترجمه آيات
١٨٧ ص
(١١٠)
بيان آيات
١٨٨ ص
(١١١)
مراد از إن الدين عند الله الإسلام
١٨٨ ص
(١١٢)
چند نكته كه از جمله فان تولوا فإنما عليك البلاغ استفاده مىشود
١٩٢ ص
(١١٣)
چگونه اهل كتاب فريب خدعههاى نفس خويش را خوردند؟
١٩٤ ص
(١١٤)
بحث روايتى
١٩٦ ص
(١١٥)
سوره آلعمران(3) آيات 26 تا 27
٢٠٠ ص
(١١٦)
ترجمه آيات
٢٠٠ ص
(١١٧)
بيان آيات
٢٠٠ ص
(١١٨)
مالك الملك و مليك الملوك بودن خداى عز و جل
٢٠١ ص
(١١٩)
ملك، چه حق و چه باطل از ناحيه خداى تعالى است
٢٠٥ ص
(١٢٠)
معناى عزت و ذلت و بيان اينكه عزت فقط از آن خدا و از ناحيه او است
٢٠٦ ص
(١٢١)
معناى خير و بيان اينكه اين كلمه افعل تفضيل نيست
٢٠٧ ص
(١٢٢)
جمله بيدك الخير دلالت دارد بر اينكه خير منحصر در خداى تعالى است
٢٠٩ ص
(١٢٣)
مراد از بيرون آوردن زنده از مرده و مرده از زنده
٢١٢ ص
(١٢٤)
چهار مقابله لطيف در دو آيه شريفه
٢١٣ ص
(١٢٥)
رزق از نظر قرآن به چه معنا است؟
٢١٤ ص
(١٢٦)
آنچه انسان در راه حرام مورد بهره بردارى قرار مىدهد رزق خدا نيست
٢١٥ ص
(١٢٧)
هر چه رزق است خير و مخلوق است و هر چه مخلوق است رزق و خير است
٢١٧ ص
(١٢٨)
رزقى كه خداى سبحان مىدهد عطيهاى است بدون عوض، و در برابر حقى نيست
٢١٨ ص
(١٢٩)
تقسيم رزق به دو قسم عام و خاص
٢١٩ ص
(١٣٠)
رزق، چيزى است كه مورد انتفاع مرزوق واقع شود و ربطى به زيادى و كمى مال ندارد
٢٢٠ ص
(١٣١)
معناى و ترزق من تشاء بغير حساب
٢٢٠ ص
(١٣٢)
بحث روايتى
٢٢١ ص
(١٣٣)
آيا ملك و حكومت بنى اميه را خدا به آنان داد؟
٢٢١ ص
(١٣٤)
دو روايت در معناى تخرج الحي من الميت و تخرج الميت من الحي
٢٢٤ ص
(١٣٥)
رواياتى در باره رزق و اينكه روزى هر كس مقدر است
٢٢٥ ص
(١٣٦)
بحث علمى(در باره حكومت در اجتماع)
٢٢٦ ص
(١٣٧)
ضرورى بودن نظام حكومت در اجتماع
٢٢٦ ص
(١٣٨)
نقش مهم انبياء(ع) در اصلاح و رفع نواقص نظامهاى حكومتى
٢٢٨ ص
(١٣٩)
بحث فلسفى(در باره استناد امور اعتباريه به خداى سبحان)
٢٣٣ ص
(١٤٠)
سوره آلعمران(3) آيات 28 تا 32
٢٣٥ ص
(١٤١)
ترجمه آيات
٢٣٥ ص
(١٤٢)
بيان آيات
٢٣٦ ص
(١٤٣)
معناى جمله مؤمنان كافران را اولياى خود نگيرند
٢٣٦ ص
(١٤٤)
جملهاى كه دلالت بر جواز و مشروعيت تقيه مىكند
٢٣٩ ص
(١٤٥)
تهديد و تحذير شديد به كسانى كه كافران را ولى و دوست مىگيرند
٢٤٠ ص
(١٤٦)
سخنى در باره حب و دوست داشتن خدا در ذيل جمله إن كنتم تحبون الله
٢٤٦ ص
(١٤٧)
لازمه دوست داشتن خدا، قبول دين او و اطاعت و تسليم در برابر اوست
٢٤٨ ص
(١٤٨)
مغفرت الهى و در نتيجه، افاضه رحمت الهى، اثر نزديكى خدا به بنده است
٢٥٠ ص
(١٤٩)
چهار نكته كه از آيات كريمه گذشته استفاده شد
٢٥٢ ص
(١٥٠)
بحث روايتى(رواياتى راجع به دوست گرفتن كفار، تقيه و حب خدا )
٢٥٣ ص
(١٥١)
سوره آلعمران(3) آيات 33 تا 34
٢٥٧ ص
(١٥٢)
ترجمه آيات
٢٥٧ ص
(١٥٣)
بيان آيات
٢٥٧ ص
(١٥٤)
معناى اصطفاء(برگزيدن) آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران، بر عالميان
٢٥٨ ص
(١٥٥)
معناى كلمه آل و بيان مراد از آل ابراهيم و آل عمران
٢٥٩ ص
(١٥٦)
بحث روايتى
٢٦٣ ص
(١٥٧)
سوره آلعمران(3) آيات 35 تا 41
٢٦٥ ص
(١٥٨)
ترجمه آيات
٢٦٥ ص
(١٥٩)
بيان آيات
٢٦٦ ص
(١٦٠)
معناى سخن مادر مريم نذرت لك ما في بطني محررا
٢٦٦ ص
(١٦١)
معناى جمله و ليس الذكر كالأنثى
٢٦٩ ص
(١٦٢)
وجه تسميه مريم
٢٧٠ ص
(١٦٣)
معناى محراب
٢٧٢ ص
(١٦٤)
رزقى كه همواره نزد مريم بوده رزق معمولى و عادى نبوده است
٢٧٣ ص
(١٦٥)
شباهت بسيار بين عيسى و يحيى على نبينا و آله و
٢٧٥ ص
(١٦٦)
استفهام زكريا در جمله أنى يكون لي غلام؟ به منظور استبعاد نبوده است
٢٧٧ ص
(١٦٧)
درخواست نشانه و علامت كردن زكريا براى چه بوده است؟
٢٨٠ ص
(١٦٨)
تصرف شيطان در نفوس انبياء(ع) محال است
٢٨١ ص
(١٦٩)
سخنى پيرامون الهامات غيبى و خواطر شيطانى و سخنانى كه از اين دو ناحيه به گوش مىرسد
٢٨٣ ص
(١٧٠)
بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به مادر مريم و زكريا و )
٢٨٦ ص
(١٧١)
بحث روايتى ديگر(راجع به الهامات و خواطر)
٢٨٩ ص
(١٧٢)
سوره آلعمران(3) آيات 42 تا 60
٢٩٢ ص
(١٧٣)
ترجمه آيات
٢٩٣ ص
(١٧٤)
بيان آيات
٢٩٤ ص
(١٧٥)
منظور از اصطفاء(برگزيدن) و تطهير مريم سلام الله عليها
٢٩٥ ص
(١٧٦)
وجه اينكه قضاياى مربوط به مريم
٢٩٦ ص
(١٧٧)
وجه تعبير به ملائكه در جمله إذ قالت الملائكة
٢٩٩ ص
(١٧٨)
معناى كلمه خدا و مراد از كلمه در جمله يبشرك بكلمة منه
٣٠١ ص
(١٧٩)
وجه تسميه عيسى بن مريم
٣٠٣ ص
(١٨٠)
معناى كلمه عيسى
٣٠٤ ص
(١٨١)
اقوالى كه در باره سخن گفتن عيسى(ع) با مردم در سن كهولت، گفته شده است
٣٠٦ ص
(١٨٢)
مراد از تورات و انجيل در قرآن كريم
٣٠٩ ص
(١٨٣)
بعثت حضرت عيسى(ع) عموميت داشته، هر چند رسالت او به سوى بنى اسرائيل بوده است
٣١٠ ص
(١٨٤)
معجزات عيسى(ع) مستند به اذن خدا بوده است و عيسى(ع) در صدور آن آيات استقلالى نداشته است
٣١٢ ص
(١٨٥)
معجزات حضرت عيسى(ع) در خارج، از آن جناب صادر مىشده است
٣١٣ ص
(١٨٦)
جمله مصدقا لما بين يدي من التوراة بر اينكه عيسى(ع) تورات موجود در روزگار خود را قبول داشته است دلالت نمىكند
٣١٥ ص
(١٨٧)
عملى كه عيسى(ع) براى باز شناختن مؤمنين به خود و تشكل دادن به آنها انجام داد
٣١٦ ص
(١٨٨)
مراد از ايمان در جمله قال الحواريون نحن أنصار الله آمنا بالله ايمان بعد از ايمان است
٣١٩ ص
(١٨٩)
معناى توفى و تفاوت مورد استعمال اين كلمه با كلمه موت
٣٢٤ ص
(١٩٠)
منظور از رفع عيسى به سوى خدا و تطهير او از كافران
٣٢٦ ص
(١٩١)
مراد از تفوق پيروان عيسى(ع) بر كافران تا روز قيامت
٣٢٦ ص
(١٩٢)
وعده نيكو به پيروان حقيقى(قولى و عملى) عيسى(ع)
٣٣١ ص
(١٩٣)
دو حجت و دليل بر نفى الوهيت عيسى(ع)، در تمثيل او به آدم
٣٣٣ ص
(١٩٤)
جمله الحق من ربك از بديع ترين بيانات قرآنى است
٣٣٤ ص
(١٩٥)
بحث روايتى(در ذيل آيات كريمه گذشته)
٣٣٥ ص
(١٩٦)
رواياتى در باره برترين زنان عالم (فاطمه(س) مريم، خديجه و آسيه)
٣٣٥ ص
(١٩٧)
روايتى در باره آنچه در شريعت عيسى(ع) آمده بود
٣٣٩ ص
(١٩٨)
روايتى در مورد كيفيت بالا بردن عيسى(ع) به آسمان
٣٤١ ص
(١٩٩)
بحث روايتى ديگر در معناى محدث
٣٤٣ ص
(٢٠٠)
فرق ميان نبى، رسول و محدث
٣٤٣ ص
(٢٠١)
على
٣٤٥ ص
(٢٠٢)
تشخيص القاءات رحمانى از شيطانى مستند به تاييد الهى است و خارج از معيارهاى معمولى تشخيص است
٣٤٧ ص
(٢٠٣)
توضيح اينكه محدث صوت فرشته را مىشنود ولى فرشته را نمىبيند
٣٤٨ ص
(٢٠٤)
سوره آلعمران(3) آيات 61 تا 63
٣٥٠ ص
(٢٠٥)
ترجمه آيات
٣٥٠ ص
(٢٠٦)
بيان آيات
٣٥٠ ص
(٢٠٧)
پاسخ به اين توهم كه آيه مباهله نمىتواند در شان على و فاطمه و حسنين
٣٥٢ ص
(٢٠٨)
اهل بيت پيامبر(صلوات الله عليهم) در دعوى و دعوت رسول الله شريك بودند و اين از بزرگترين مناقب است
٣٥٤ ص
(٢٠٩)
در قضيه مباهله، رسول الله
٣٥٥ ص
(٢١٠)
جواب به يك اشكال ديگر بر اينكه همراهى با رسول خدا
٣٥٧ ص
(٢١١)
تبليغ و دعوت، عين نبوت و بعثت نيست و لازمه شركت در دعوى و دعوت پيامبر
٣٥٨ ص
(٢١٢)
بحث روايتى(رواياتى در باره محاجه پيامبر
٣٦٠ ص
(٢١٣)
مباهله، مخصوص داستان نصاراى نجران نبوده و رسول الله
٣٧٠ ص
(٢١٤)
سخن عجيب يكى از مفسرين در مقام رد انطباق انفس و نساء و ابناء در آيه مباهله با على و فاطمه و حسنين
٣٧٢ ص
(٢١٥)
بررسى و رد گفتههاى تعصب آميز و مغرضانه آن مفسر
٣٧٣ ص
(٢١٦)
توضيحى در باره استعمال جمع و اراده يك نفر(نساء) و استعمال جمع و اراده دو نفر(انفس و ابناء) در آيه مباهله
٣٧٧ ص
(٢١٧)
رد اين توهم كه آيه مباهله ناظر بر اجتماع و ملاعنه دو رفيق اهل حق و اهل باطل مىباشد
٣٧٩ ص
(٢١٨)
سوره آلعمران(3) آيات 64 تا 78
٣٨٦ ص
(٢١٩)
ترجمه آيات
٣٨٧ ص
(٢٢٠)
بيان آيات
٣٨٨ ص
(٢٢١)
معناى كلمه سواء و مراد از دعوت اهل كتاب به كلمه سواء
٣٨٩ ص
(٢٢٢)
دعوت به كلمه سواء، دعوت به سير بر اساس كلمه توحيد و نفى بغى و فساد مىباشد
٣٩١ ص
(٢٢٣)
افراد انسان، ابعاض و اجزاى يك حقيقت هستند و خضوع و تذلل يك فرد در برابر فرد ديگر، با فطرت انسانى مخالف است
٣٩٤ ص
(٢٢٤)
محاجه بيجا و جاهلانه يهود و نصارا بر سر انتساب ابراهيم(ع) به يهوديت و نصرانيت
٣٩٦ ص
(٢٢٥)
دين، داراى مراتب و مراحلى بوده است و هر يك از انبياء(ع) به منزله بنيانگذار يكى از آن مراحل بودهاند
٣٩٨ ص
(٢٢٦)
نزديكترين مردم به ابراهيم(ع) پيروان او و پيامبر اكرم
٤٠٠ ص
(٢٢٧)
اشاره به توحيد افعالى، در بيان معناى اينكه اهل كتاب جز خودشان كسى را گمراه نمىكنند
٤٠١ ص
(٢٢٨)
كفر به آيات خدا غير كفر به خدا است و اهل كتاب در لسان قرآن كافر به آيات خدا هستند نه كافر به خدا
٤٠٣ ص
(٢٢٩)
معناى سخن اهل كتاب به يكديگر مىگفتند به آنچه در آغاز روز بر مؤمنين نازل گشته ايمان آوريد و بدانچه در پايان روز نازل شده كافر شويد
٤٠٤ ص
(٢٣٠)
جواب خداى تعالى به سخنان يهود در قضيه تغيير قبله مسلمين از بيت المقدس به كعبه
٤٠٧ ص
(٢٣١)
معناى فضل خدا و بيان جوابى به يهود كه جمله إن الفضل بيد الله متضمن آن است
٤١٠ ص
(٢٣٢)
اعتقاد بى اساس يهوديان به اينكه تافتهاى جدا بافته هستند(ليس علينا في الأميين سبيل)
٤١٢ ص
(٢٣٣)
شرط كرامت الهيه و تقرب به خدا وفاى به عهد و تقوا است نه نژاد و دودمان
٤١٦ ص
(٢٣٤)
آثار محبت خدا، و خصالى كه خداى تعالى بر آن شكنندگان عهد خدا و سوگند به خدا ذكر فرموده است
٤١٨ ص
(٢٣٥)
دروغ بستن يهود به خداى سبحان
٤١٩ ص
(٢٣٦)
بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه شريفه يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء و شان نزول آن
٤٢١ ص
(٢٣٧)
داستان گفتگو بين نجاشى(پادشاه حبشه) و مسلمانان مهاجر در حضور مشركين مكه و شان نزول آية إن أولى الناس بإبراهيم
٤٢٤ ص
(٢٣٨)
نزديكترين مردم به ابراهيم و پيامبر اسلام
٤٢٩ ص
(٢٣٩)
سوره آلعمران(3) آيات 79 تا 80
٤٣٢ ص
(٢٤٠)
ترجمه آيات
٤٣٢ ص
(٢٤١)
بيان آيات
٤٣٢ ص
(٢٤٢)
بيان آيه شريفه ما كان لبشر كه متضمن پاكى ساحت مسيح(ع) از عقائد خرافى نصارا نسبت به او مىباشد
٤٣٣ ص
(٢٤٣)
خاتمة چند بحث پيرامون اين آيات چند بحث پيرامون آيات مربوط به عيسى(على نبينا و آله و
٤٤١ ص
(٢٤٤)
1 - داستان عيسى و مادرش ع در قرآن چگونه است
٤٤١ ص
(٢٤٥)
2 - شخصيت عيسى ع و مقامش در درگاه خدا
٤٤٤ ص
(٢٤٦)
3 - عيسى چه مىگفت؟ و در بارهاش چه مىگفتند؟
٤٤٥ ص
(٢٤٧)
اعتقاد خرافى به تفديه عيسى
٤٤٦ ص
(٢٤٨)
آيات شريفهاى كه عقائد باطل مسيحيان در باره مسيح(ع) را بيان مىكنند
٤٤٧ ص
(٢٤٩)
مساله پدر و پسر بودن خدا و مسيح در انجيلهاى موجود
٤٤٨ ص
(٢٥٠)
حاصل و نتيجه گفتار مسيحيان(اقنومهاى سه گانه)
٤٥١ ص
(٢٥١)
4 - احتجاج قرآن بر ضد مذهب تثليث
٤٥٢ ص
(٢٥٢)
احتجاج اول استدلال به عدم امكان فرزند داشتن خداى تعالى
٤٥٢ ص
(٢٥٣)
احتجاج دوم اثبات اينكه شخص عيسى بن مريم(ع) پسر خدا و شريك او در الوهيت نيست
٤٥٥ ص
(٢٥٤)
5 - مسيح يكى از شفيعان نزد خدا است، نه خونبهاى گنهكاران
٤٥٩ ص
(٢٥٥)
تقرير و توضيح اعتقاد مسيحيان به تفديه عيسى
٤٥٩ ص
(٢٥٦)
ده اشكال بر اين اعتقاد باطل
٤٦١ ص
(٢٥٧)
لازمه اعتقاد به تفديه عيسى(ع) جهل به معناى حقيقى گناه و خطا و نفهميدن چگونگى ارتباط گناه با عقاب است
٤٧٠ ص
(٢٥٨)
لازمه قول به هلاكت دائمى فرزندان آدم و انحصار راه نجات آنان در فدا شدن عيسى(ع)، و لغو و عبث بودن تشريع تمام اديان است
٤٧١ ص
(٢٥٩)
در سلطنت حقيقيه خداوند كه تبديل و تبدلى در آن راه ندارد، فديه واقع شدن عقلا محال است
٤٧٦ ص
(٢٦٠)
6 - اين آراء از كجا منشا گرفته؟
٤٧٩ ص
(٢٦١)
7 - كتابى كه اهل كتاب خود را منسوب به آن مىدانند چيست؟ و چگونه كتابى است؟
٤٨١ ص
(٢٦٢)
بحث تاريخى
٤٨٣ ص
(٢٦٣)
1 - سرگذشت تورات فعلى
٤٨٣ ص
(٢٦٤)
2 - داستان مسيح و انجيل
٤٨٥ ص
(٢٦٥)
انجيلهاى چهار گانه
٤٨٧ ص
(٢٦٦)
بى اعتبارى انجيلهاى چهار گانه از لحاظ سند و مجهول الحال بودن آنها
٤٩٠ ص
(٢٦٧)
عدم اعتبار كتب مسيحيت باعث شده است بعضى منكر وجود خارجى عيسى و بعضى معتقد به وجود دو عيسى شوند
٤٩٠ ص
(٢٦٨)
امور ديگرى كه موجب ترديد در باره انجيلهاى مسيحيت مىشوند
٤٩١ ص
(٢٦٩)
ظهور دعوت مسيحيت بعد از خود عيسى
٤٩٥ ص
(٢٧٠)
سهم بزرگ جوامعى مانند روم، هند، چين و مصر و كه مسيحيت در آنها گسترش يافته، در اعتقاد به تثليث و ظهور لاهوت در ناسوت و مساله تفديه
٤٩٥ ص
(٢٧١)
به جهت عجز از دعوت بر اساس مبانى عقلى و عقلايى، مبلغين مسيحيت اساس دعوت خود را بر مكاشفه و رهبانيت قرار دادند و اصول و فروع مسيحيت را در قالب وثنيت ريختند
٥٠٠ ص
(٢٧٢)
علت موفقيت دعوت به مسيحيت، در امپراطورى روم
٥٠١ ص
(٢٧٣)
بطلان و فساد مبناى دعوت مسيحى، موجب درگيرى و مشاجره بين مدارس مسيحى و سپس مراقبت كليسا و تفتيش عقائد گرديد
٥٠١ ص
(٢٧٤)
اجمالى از سير تاريخى مسيحيت و پيدايش انشعابات و مذاهب مختلف مسيحى
٥٠٤ ص
(٢٧٥)
اتهامات و دروغ پردازىهاى كليسا در باره مسلمين در زمان جنگهاى صليبى و حتى پس از آن
٥٠٦ ص
(٢٧٦)
افول كليسا و رشد الحاد و بى دينى، در اثر تعليمات غلط مسيحيت
٥٠٨ ص
(٢٧٧)
بحث روايتى(رواياتى در باره شان نزول آيه كريمه ما كان لبشر )
٥٠٩ ص
(٢٧٨)
سوره آلعمران(3) آيات 81 تا 85
٥١٢ ص
(٢٧٩)
ترجمه آيات
٥١٢ ص
(٢٨٠)
بيان آيات
٥١٣ ص
(٢٨١)
مراد از ميثاق در و إذ أخذ الله ميثاق النبيين
٥١٤ ص
(٢٨٢)
تسليم تكوينى تمامى اهل آسمانها و زمين در برابر الله تعالى
٥١٩ ص
(٢٨٣)
بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
٥٢٠ ص
(٢٨٤)
سوره آلعمران(3) آيات 86 تا 91
٥٢٤ ص
(٢٨٥)
ترجمه آيات
٥٢٤ ص
(٢٨٦)
بيان آيات
٥٢٥ ص
(٢٨٧)
هدايت يافتن كافرانى كه كفرشان ناشى از عناد و دشمنى با حق است، محال مىباشد
٥٢٥ ص
(٢٨٨)
توبه كافرانى كه بعد از ايمان كفر ورزيده و بر كفر خود افزودند قبول نمىشود
٥٢٧ ص
(٢٨٩)
بحث روايتى(رواياتى راجع به شان نزول آيات گذشته)
٥٢٨ ص
(٢٩٠)
سوره آلعمران(3) آيات 92 تا 95
٥٣١ ص
(٢٩١)
ترجمه آيات
٥٣١ ص
(٢٩٢)
بيان آيات
٥٣١ ص
(٢٩٣)
بر به معناى توسع در خير است و اعم از خير اعتقادى و عملى مىباشد(لن تنالوا البر حتى )
٥٣٢ ص
(٢٩٤)
انفاق مال مورد علاقه از اركان بر است و مجاهدت در انفاق مال بيشتر و دشوارتر است
٥٣٣ ص
(٢٩٥)
شبههاى كه يهوديان در مساله نسخ القاء مىكردند و پاسخ به آنها در آيه كل الطعام كان حلا
٥٣٥ ص
(٢٩٦)
دو قول بى اعتبار در مورد شبهه القايى يهود و در مورد تحريم اسرائيل برخى طعامها را بر خود
٥٣٦ ص
(٢٩٧)
ظلم، قبل از روشن شدن حقيقت براى ظالم، محقق نمىشود
٥٣٩ ص
(٢٩٨)
بحث روايتى(روايتى در باره حرام نمودن اسرائيل گوشت شتر را بر خود)
٥٤٠ ص
(٢٩٩)
سوره آلعمران(3) آيات 96 تا 97
٥٤١ ص
(٣٠٠)
ترجمه آيات
٥٤١ ص
(٣٠١)
بيان آيات
٥٤١ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبههاى ديگر كه يهود در مورد تغيير قبله و نسخ القاء مىكردند در آيه إن أول بيت وضع للناس
٥٤٢ ص
(٣٠٣)
معناى مبارك بودن و هدايت بودن بيت الله الحرام
٥٤٢ ص
(٣٠٤)
كعبه، هدايت به سوى سعادت دنيا و آخرت است و هدايت آن فراگير مىباشد
٥٤٤ ص
(٣٠٥)
آيات بيناتى كه در بيت الله است(فيه آيات بينات)
٥٤٥ ص
(٣٠٦)
استخدام دو جانبه يك كلام، از عجائب لطائف قرآن كريم است
٥٤٦ ص
(٣٠٧)
آيت اعم از معجزه و خارق العاده است و مقام ابراهيم و امنيت داخلى به بيت و وجوب حج البيت بهترين آيات مىباشند
٥٤٨ ص
(٣٠٨)
جمله من دخله كان آمنا در صدد بيان حكم تشريعى است نه اخبار از يك خاصيت تكوينى
٥٤٩ ص
(٣٠٩)
بحث روايتى(رواياتى در باره كعبه، دحو الأرض، اولين بيت مبارك بودن بيت الله، حج و )
٥٥٠ ص
(٣١٠)
بحث تاريخى
٥٥٤ ص
(٣١١)
(پيرامون بناى كعبه و چند بار تجديد بناى آن)
٥٥٤ ص
(٣١٢)
شكل كعبه
٥٥٦ ص
(٣١٣)
جامه كعبه
٥٥٨ ص
(٣١٤)
مقام و منزلت كعبه
٥٥٩ ص
(٣١٥)
توليت كعبه
٥٥٩ ص
(٣١٦)
سوره آلعمران(3) آيات 98 تا 101
٥٦٢ ص
(٣١٧)
ترجمه آيات
٥٦٢ ص
(٣١٨)
بيان آيات
٥٦٣ ص
(٣١٩)
بيان ارتباط اين آيات با آيات سابق مربوط به يهود
٥٦٣ ص
(٣٢٠)
سوره آلعمران(3) آيات 102 تا 110
٥٦٧ ص
(٣٢١)
ترجمه آيات
٥٦٧ ص
(٣٢٢)
بيان آيات
٥٦٨ ص
(٣٢٣)
حق التقوى غرض و مقصد نهايى است و دستور فاتقوا الله ما استطعتم راه رسيدن به آن هدف را نشان مىدهد
٥٦٩ ص
(٣٢٤)
مراد از اعتصام همگانى به حبل الله در و اعتصموا بحبل الله جميعا
٥٧٢ ص
(٣٢٥)
دأب و رسم قرآن بر ذكر علل و اسباب تعليماتش مىباشد و از اطاعت و تقليد كور كورانه و بدون دليل نهى مىكند
٥٧٣ ص
(٣٢٦)
امر به معروف و نهى از منكر، از لوازم و واجبات اجتماع معتصم به حبل الله است
٥٧٧ ص
(٣٢٧)
نهى از تفرقه و اختلاف در آراء و عقائد
٥٧٩ ص
(٣٢٨)
مالكيت خداى تعالى دليل بر اينست كه او ظالم نيست
٥٨٢ ص
(٣٢٩)
بحث روايتى(رواياتى در باره حق تقاته حبل الله ، فرقه ناجيه و امت واحده )
٥٨٤ ص
(٣٣٠)
سوره آلعمران(3) آيات 111 تا 120
٥٩٢ ص
(٣٣١)
ترجمه آيات
٥٩٣ ص
(٣٣٢)
بيان آيات
٥٩٤ ص
(٣٣٣)
مراد از اينكه بر اهل كتاب ذلت زده شده ضربت عليهم الذلة
٥٩٤ ص
(٣٣٤)
معناى امت قائمة و اشاره به فرق بين سرعت و عجله
٥٩٦ ص
(٣٣٥)
عمل فاسد، اثر فاسد در پى دارد
٥٩٨ ص
(٣٣٦)
اگر مسلمين صبر كنند و تقوا پيشه سازند، از كينه دشمنان ايمن خواهند بود
٦٠٠ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٤ - معجزات حضرت عيسى(ع) در خارج، از آن جناب صادر مىشده است

اينكه هر كسى و هر انسانى عادتا مى‌داند چه خورده و در خانه خود چه چيزى را ذخيره كرده است.

و اگر اين يك معجزه را مقيد به اذن خدا نكرد، با اينكه مى‌دانيم هيچ معجزه‌اى (بلكه هيچ عملى) بدون اذن خدا تحقق نمى‌يابد، هم چنان كه فرمود:(وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ)[١]، براى اين بوده كه از اين معجزه تعبير كرده بود به خبر دادن. و خبر دادن، غير از خلق نمودن و زنده كردن است كه حقيقتا فعل خدا است و اگر به عيسى منسوب شود با اذن او خواهد بود. و خبر دادن فعل خداى تعالى و لايق به ساحت قدس او نيست، بدين جهت فقط اين معجزه را مقيد به اذن خدا نكرد.

علاوه بر اينكه مساله خلق و احياء اين تفاوت را هم با اخبار به غيب دارد كه در دو معجزه اولى خطر گمراه شدن مردم بيشتر است، مردم وقتى ببينند كسى مرده را زنده مى‌كند و بدون شكافتن قبر با بيل و كلنگ از قبر در مى‌آورد و يا از گل مرغى درست مى‌كند و آن را زنده مى‌كند و پرواز مى‌دهد، با مختصر وسوسه و مغلطه‌اى به ذهنشان مى‌رسد كه اين شخص خدا است، به خلاف از غيب خبر دادن كه در نظر مردم ساده، امرى مبتذل و پيش پا افتاده است و آن را براى هر كسى كه رياضت بكشد و براى هر كاهن و شعبده‌بازى ممكن مى‌داند، لذا لازم بود در آن دو معجزه اول اذن خدا را قيد كند تا بيننده در مورد آن جناب، قائل به الوهيت نشود. و در سومى يعنى اخبار به غيب، لزومى نداشت و همچنين در شفا دادن اكمه و ابرص كه در اين سه معجزه كافى بود كه تنها بفهماند اين اعمال شعبده‌بازان نيست، بلكه آيتى است از ناحيه خداى تعالى، آن هم در برابر مردمى كه ادعاى ايمان مى‌كنند و به همين جهت در آخر كلامش فرمود:(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ)، يعنى اگر شما در ادعايتان (كه ايمان داريم) راست بگوئيد اين معجزات براى شما كافى است.

(وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ) اين آيه شريفه عطف است به جمله:(وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ)، خواهيد پرسيد: جمله معطوف عليه يعنى رسولا ... در سياقى قرار گرفته كه عيسى ع در آن غايب فرض شده و مى‌فرمايد: خدا به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموخته در حالى كه او را به سوى بنى اسرائيل گسيل داشته و جمله معطوف يعنى و مصدقا ... در سياقى است كه خود عيسى متكلم است، مى‌گويد: من چنين و چنانم با اين حال چگونه ممكن است اين دو سياق به هم‌


[١] هيچ رسولى نمى‌تواند معجزه‌اى بياورد مگر به اذن خدا. سوره مؤمن، آيه ٧٨ .