ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥١ - حاصل و نتيجه گفتار مسيحيان(اقنومهاى سه گانه)
و نيز سخنى را كه به شاگردانش گفته چنين حكايت مىكند: برويد و تمامى امتها و اقوام را شاگردان من كنيد و ايشان را به نام پدر و پسر و روح القدس غسل تعميد بدهيد (تعميد مراسمى است از واجبات كليسا كه هر مسيحى بايد آن را انجام دهد تا از گناهان پاك شود)[١].
و نيز مىگويد: در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و خدا همان كلمه بود، اين از اول نزد خدا بود، هر چيزى به وسيله او وجود يافت و به غير او چيزى وجود نيافت، از آن جمله حيات هم به وسيله او وجود يافت و حيات نور مردم است .[٢] پس اگر مىبينيم نصارا قائل به سه خدايى شدند علتش همين كلمات انجيلها است.
و منظور نويسندگان انجيلها اين بوده كه هم توحيد را كه مسيح ع در تعليماتش به آن تصريح مىكرده حفظ كنند، هم چنان كه در انجيل مرقس اصحاح دوازدهم مىگويد: اول هر يك از وصايا (ى من اين است كه) اى اسرائيل رب اله تو واحد است و تنها او رب تو است و هم پسر بودن مسيح براى خدا را حفظ كنند (و نتيجهاش اين تناقضگويىها شده است. مترجم ).
[حاصل و نتيجه گفتار مسيحيان (اقنومهاى سه گانه)]
و حاصل گفتارشان (هر چند كه به معناى معقول و قابل تصورى برنمىگردد) اين است كه ذات خدا جوهر واحدى دارد و اين حقيقت واحده سه اقنوم دارد و منظورشان از كلمه:
اقنوم آن صفتى است كه نحوه ظهور و بروز هر چيزى و تجليش براى غير با آن باشد، اما نه به طورى كه صفت غير موصوف باشد و اقنومهاى سهگانه كه خداى تعالى با آنها جلوه و ظهور كرده، عبارت است از اقنوم هستى و اقنوم علم كه همان كلمه است و اقنوم حيات كه همان روح است.
و اين اقنومهاى سهگانه است كه يكى را پدر و ديگرى را پسر و سومى را روح مىگويند، اولى يعنى پدر را اقنوم وجود، و دومى را كه اقنوم علم و كلمه است پسر و سوم را كه اقنوم حيات است روح ناميدند.
و اين اقانيم سهگانه عبارتند از: پدر ، پسر و روح القدس ، اول اقنوم وجود و دوم اقنوم علم و كلمه، و سوم اقنوم حيات است، پس پسر- كه كلمه و اقنوم علم است-، از ناحيه پدرش- كه اقنوم وجود است- به همراهى روح القدس- كه اقنوم حيات است و اشياء به وسيله
[١] انجيل متى، اصحاح بيست و هشتم.
[٢] انجيل يوحنا، اصحاح اول.