ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٤ - دو روايت در معناى تخرج الحي من الميت و تخرج الميت من الحي
يزيد گويا از اينكه اقطار زمين و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتى، و كار ما بدين جا كشيد كه به اسيريمان ببرند، آن طور كه ساير اسيران را مىبرند، به خاطر اين بوده كه ما نزد خدا خوار و تو در درگاه او محترم و آبرومند بودهاى؟ و خدا به خاطر عظمت مقامى كه تو نزد او داشتهاى ما را چنين، و تو را چنان كرد؟! از اينكه باد به دماغت افكندهاى و اظهار مسرت مىكنى پيدا است كه اين طور پنداشتهاى.
چون مىبينى دنيا و همه اسباب ظاهرى فعلا رام تواند، و گردش امور به كام تو و ملك و سلطنت ما بدون دردسر در دست تو است، ناگزير از تو مىخواهم لحظهاى سكوت كنى، و آرام بگيرى تا به تو بفهمانم كه چقدر در اشتباهى مگر به ياد ندارى آن كلام خدا را كه مىفرمايد:(وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ، إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ)[١].
[دو روايت در معناى(تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ)]
و در مجمع البيان در تفسير جمله(تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ) آمده: بعضى از مفسرين گفتهاند: معناى اين جمله اين است كه بار الها تو انسان مؤمن را از پشت پدرى كافر، و انسانى كافر را از صلب پدرى مؤمن در مىآورى، آن گاه افزوده است كه اين معنا، هم از امام باقر (ع) روايت شده و هم از امام صادق (ع)[٢].
مؤلف: قريب به اين معنا را صدوق[٣] از امام حسن عسكرى (ع) روايت كرده.
و در در المنثور[٤] است كه ابن مردويه از طريق ابى عثمان نهدى، از ابن مسعود، از سلمان از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: معناى اينكه خداى تعالى زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مىآورد، اين است كه مؤمن را از كافر و كافر را از مؤمن بيرون مىآورد.
و در همان كتاب[٥] به همين طريق سابق از سلمان فارسى روايت كرده كه گفت:
[١] كسانى كه كافر شدند اگر مىبينيد كه ما به ايشان مهلت دادهايم، گمان نكنند كه در اين مهلت خير خود آنان را خواستهايم، نه تنها منظور ما اين است كه اين گروه بيشتر گناه كنند، و عذابى اليم داشته باشند( سوره آل عمران آيه ١٧٨). تا آخر خطبه.
[٢] مجمع البيان ج ٢ ص ٤٢٨ ط تهران.
[٣] ....؟
[٤] در المنثور ج ٢ ص ١٥.
[٥] در المنثور ج ٢ ص ١٥.