ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٩٠ - بحث روايتى ديگر(راجع به الهامات و خواطر)
مىفرمايد:(عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ)[١].
مؤلف: در اين معنا روايات بسيارى وجود دارد كه قسمتى از آنها بزودى از نظر خوانندگان خواهد گذشت، و اگر در روايات نامبرده آيه شريفه با مساله: دو فرشته نويسنده حسنات و سيئات تطبيق شد، منافاتى با تطبيق روايت مورد بحث، ندارد كه آيه را بر فرشته و شيطان تطبيق كرده، براى اينكه آيه شريفه بر بيش از اين دلالت ندارد كه رقيب و عتيدى براى هر انسانى هست و مراقب تمامى سخنان او هستند، و در طرف راست و چپ هر كس قرار دارند، و اما اينكه اين رقيب و عتيد هر دو از ملائكهاند و يا يكى ملك و ديگرى شيطان است، آيه شريفه صراحتى در هيچيك ندارد و بر هر دو احتمال قابل انطباق است.
و نيز در همان كتاب (كافى) از زراره روايت آورده كه گفت: من از امام صادق (ع) از معناى رسول ، نبى ، محدث سؤال كردم، فرمود: رسول آن كسى است كه فرشته وحى را مىبيند و مىبيند كه دارد رسالت الهى را برايش مىآورد و مىگويد پروردگارت چنين و چنان دستور داده و رسول با داشتن پست رسالت نبى هم هست، و اما نبى فرشتهاى را كه بر او نازل مىشود نمىبيند، بلكه خبرى كه قرار است بر او نازل گردد به دلش مىافتد و در چنين حالى نظير غشوه و بيهوشى به او دست مىدهد، و در آن حالت خواب مىبيند.
پرسيدم: از كجا مىفهمد آنچه در خواب ديده حق است؟ فرمود: خداى تعالى برايش بيان مىكند آنچه كه يقين مىكند كه حق است، ولى فرشته را نمىبيند (تا آخر حديث)[٢].
مؤلف: اينكه فرمود: رسول با داشتن رسالت نبى هم هست اشاره است به اينكه هر دو صفت ممكن است در شخص جمع شود و ما در سابق در تفسيرى كه ذيل آيه:(كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ ...)[٣] داشتيم بحثى پيرامون معناى رسالت و نبوت كرديم.
و اينكه فرمود: حالتى شبيه به غشوه و بيهوشى به او دست مىدهد منظورش تفسير رؤياى پيامبر است، مىخواهد بفرمايد: منظور از رؤيا در پيامبران مشاهده و درك غيب است، نه رؤيا به معناى معروفش و جمله: خداى تعالى برايش بيان مىكند اشاره است به همان معنايى كه در سابق گذشت كه انبيا به خاطر داشتن عصمت داراى تشخيص هستند كه
[١] هيچ سخنى را انسان در فضاى دهان نمىجود مگر آنكه نزدش دو كس بعنوان رقيب و عتيد از طرف راست و چپ قرار دارند( سوره ق آيه ١٨).
[٢] با اين الفاظ بيان از زراره است كافى ج ١ ص ٧٦ ح ١ و ٤.
[٣] سوره بقره آيه ٢١٣.