ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٣ - لازمه قول به هلاكت دائمى فرزندان آدم و انحصار راه نجات آنان در فدا شدن عيسى(ع)، و لغو و عبث بودن تشريع تمام اديان است
خطاكارى، ديگر كسى خطا نمىكند و با اين حال چه فائدهاى در ايمان به معارف حقه و چه اثرى در اعمال صالحه خواهد بود؟ چون بعد از رفع اين محذور نزول مغفرت و رحمت بر مردم چه مؤمنشان و چه كافرشان، چه صالح و چه طالحشان واجب مىشود، ديگر فرقى ميان اتقى الأتقياء و اشقى الاشقياء نخواهد بود، چون قبل از رفع خطيئه هر دو صنف اهل هلاكت و بعد از رفع خطيئه به وسيله فدا هر دو مشمول رحمت خواهند بود.
اگر كسى به طرفدارى از بولس و امثال او برخاسته و بگويد: اينطور نيست كه فدا هيچ اثرى نداشته باشد بلكه با فدا شدن مسيح دعوت دينى سودمند مىشود و كسانى كه به مسيح ايمان آورند از ايمان خود بهرهمند مىشوند، هم چنان كه خود مسيح به اين معنا بشارت داده و در انجيل[١] گفته است: من به شما مىگويم كسى كه امروز در برابر مردم به نفع من (و به حقانيت دعوت من) اعتراف كند فردا همه فرزندان انسان در برابر ملائكه خدا ايمان او را تصديق و بدان اعتراف خواهند كرد و كسى كه (دعوت) مرا در برابر مردم منكر شود انسانها هم در برابر ملائكه خدا منكر او مىشوند و هر كس كه كلمه ناهنجارى در باره فرزند انسان بگويد، آمرزيده خواهد شد، اما كسى كه نسبت به روح القدس سخن ناهنجارى بگويد بخشوده نمىشود.
در پاسخش مىگوئيم: علاوه بر اينكه اين سخن مناقض گفتارى است كه قبلا از رساله يوحنا نقل كرديم كه گفت: اى فرزندان من، اين كلمات را به سوى شما مىنويسم تا خطا نكنيد و اگر احيانا كسى از شما خطا كرد من نزد پروردگار وكيل عادلى دارم و آن يسوع مسيح است كه نه تنها كفاره گناه ما است بلكه كفاره گناهان همه عالم است ، تمامى اصول گذشته را هم باطل مىكند، چون با اين فرض از آدم گرفته تا قيامت كسى آمرزيده نمىشود، مگر عدهاى معدود، يعنى همانهايى كه به مسيح و روح ايمان آورده باشند، آن هم نه همه هفتاد و دو فرقه آنان بلكه يك فرقه از هفتاد و چند فرقه، و بقيه مردم همه مشمول هلاكت دائم مىشوند و در اين بين نمىدانيم چه بر سر انبياى گرامى كه قبل از مسيح بودند مىآيد و مؤمنين از امتهاى ايشان چه سرنوشتى خواهند داشت، و نمىفهميم اين دعوتى كه انبياى نامبرده داشتهاند، چگونه دعوتى و چگونه حكمى بوده، آيا در دعوت خود راستگو بودهاند يا دروغگو؟
و اگر دروغگو بودهاند، پس چرا انجيلهاى چهارگانه و تورات دعوت آنان را تصديق كرد؟ با
[١] لوقا اصحاح دوازدهم.