ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨٣ - مالكيت خداى تعالى دليل بر اينست كه او ظالم نيست
باشد، براى خداى تعالى است پس غير خداى تعالى هيچ مالكيت و اختيارى در هيچ چيز ندارد، تا خدا آن را از او سلب كند و از چنگ او درآورد. و اراده خود را در آن جارى سازد تا ظلم كرده باشد، و اين دليل همان است كه آخر آيه به آن اشاره نموده و مىفرمايد:(وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ).
و اين دو وجه بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد ملازم يكديگرند. مبناى يكى مالكيت خدا براى همه عالم است. و مبناى ديگر، مالك نبودن احدى از ما سوى اللَّه، نسبت به احدى از امور عالم مىباشد.
(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ ...) مراد از اخراج امت براى مردم- و خدا داناتر است- اظهار چنين امتى براى مردم است.
خواهى گفت: چه نكتهاى ايجاب كرد كه اينطور تعبير بياورد؟ در پاسخ مىگوئيم: نكتهاش اين است كه بفهماند چنين امتى را ما پديد آورديم، و تكون آن به دست ما بود. هم چنان كه در باره تكون و پديد آمدن گياهان همين تعبير را آورده و فرمود:(وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى)[١].
و خطاب در اين آيه به مؤمنين است و اين خود قرينه است بر اينكه مراد از كلمه ناس عموم بشر است و بطورى كه گفتهاند فعل كنتم در خصوص اين آيه منسلخ از زمان است.
چون نمىخواهد بفرمايد شما در زمان گذشته چنين بودهايد، بلكه مىخواهد بفرمايد شما چنين امتى هستيد، و كلمه امت كه هم بر جماعت اطلاق مىشود و هم بر فرد، (بدين مناسبت است كه از ماده الف، ميم، ميم به معناى قصد گرفته شده است مترجم ).
پس امت به معناى جمعيت يا فردى است كه هدفى را دنبال مىكنند و ذكر ايمان به خدا بعد از ذكر امر به معروف و نهى از منكر، از قبيل ذكر كل بعد از جزء، و يا ذكر اصل بعد از فرع است.
پس معناى آيه اين مىشود كه شما گروه مسلمانان بهترين امتى هستيد كه خداى تعالى آن را براى مردم و براى هدايت مردم پديد آورده و ظاهر ساخت. چون شما مسلمانان همگى ايمان به خدا داريد، و دو تا از فريضههاى دينى خود يعنى امر به معروف و نهى از منكر را انجام مىدهيد. و معلوم است كه كليت و گستردگى اين شرافت بر امت اسلام، از اين جهت است كه بعضى از افرادش متصف به حقيقت ايمان، و قائم به حق امر به معروف و نهى از منكرند، اين بود حاصل آنچه كه مفسرين در اين مقام گفتهاند.
[١] آن خدايى كه گياه را سبز و خرم برويانيد. سوره اعلى، آيه ٤ .