ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١١ - رواياتى در وصف قرآن و اينكه قرآن ظاهرى و باطنى دارد
خود باز كند، و نكتهسنجى را به نهايت رساند نجات دهنده هر كسى است كه عملى نكوهيده داشته باشد و رهايى بخش هر كسى است كه هيچ راه نجاتى ندارد. آرى تفكر، حيات قلب هر شخص آگاه و انديشمندى است مانند نورى كه در تاريكى راهگشاى انسان است پس بر شما باد به اخلاص داشتن و كم كردن توقع و انتظار.
مؤلف: اين روايت را عياشى هم در تفسير خود آورده، البته نه تا آخر، بلكه تا جمله:
پس هر صاحب بصيرت را سزد كه براى درك ... [١].
و نيز در كافى[٢] و تفسير عياشى[٣] از امام صادق (ع) روايت آمده كه از رسول خدا ٦ نقل كردهاند كه فرمود: قرآن، هدايتى است از تاريكى و ضلالت و روشنگر وادى جهالت و جبران كننده لغزشها، و از بين برنده تاريكىها و سدى است در برابر هلاكتها و آگاهى دهندهاى از كجروىها و بيان كننده فتنهها. و رساننده انسانها از دنيا (در مسيرى مستقيم) به سوى آخرت.
و در قرآن كمال دين شما است، و احدى نيست كه از قرآن رو برگرداند، مگر اينكه به سوى آتش برگردانيده شود.
مؤلف: روايات در اين مضامين از رسول خدا ٦ و ائمه اهل بيت آن جناب (ع) بسيار زياد است.
و در تفسير عياشى[٤] از فضيل بن يسار روايت شده كه گفت: من از حضرت ابى جعفر (ع) از معناى اين روايت سؤال كردم، فرمود: هيچ آيهاى در قرآن نيست مگر آنكه ظاهرى و باطنى دارد، و هيچ حرفى نيست مگر آنكه حد و مرزى دارد، و براى هر حدى سرآغاز و مطلعى است .
پرسيدم: منظور رسول خدا ٦ از ظاهر و باطن قرآن چيست؟ فرمود:
منظور از ظاهر قرآن الفاظ نازل شده آنست، و منظور از باطن قرآن معانى الفاظ است، كه در مورد خبرهاى قرآن بعضى از آن معانى رخ داده، و بعضى بعدا رخ مىدهد، و قرآن با گردش و جريان خورشيد و ماه جريان دارد، در هر چرخى كه آنها مىزنند، و حوادثى مىآورند،
[١] تفسير عياشى ج ١ ص ٢ ح ١.
[٢] كافى ج ٢ ص ٦٠٠ ح ٨ ط تهران.
[٣] تفسير عياشى ج ١ ص ٥ ح ٨.
[٤] تفسير عياشى ج ١ ص ١١ ح ٥.