ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦٠ - تقرير و توضيح اعتقاد مسيحيان به تفديه عيسى
انسان ديگر متولد مىشود و از اين نظر يك انسان تمام عيار بود، چون از انسانى متولد شده بود، ولى از نظر ديگر يك معبود كامل بود، براى اينكه فرزند اللَّه بود و معلوم است كه پسر اللَّه همان اللَّه تعالى است و از همه گناهان و خطايا معصوم است.
بعد از آنكه برههاى اندك از زمان در بين مردم زندگى كرد و با آنان معاشرت و آميزش نمود و چون با ايشان خورد و نوشيد و با ايشان گفتگو كرد و انس ورزيد و در بين ايشان آمد و شد كرد، رفته رفته دشمنان را بر خود مسخر ساخت، تا او را به بدترين وجهى بكشند و آن كشتن به وسيله دار بود كه در كتاب الهى، صاحبش لعنت شده است، عيسى اين دار لعنتى و اين زجر و اذيتى را كه داشت تحمل كرد و خود را فدا ساخت تا بندگانش از عقاب آخرت نجات يابند و دچار هلاكت سرمدى نگردند، پس عيسى كفاره خطاهاى مؤمنين و گروندگان به خودش شد، نه تنها گروندگان خودش بلكه كفاره گناهان همه عالم شد، (در رساله اولاى يوحنا، فصل اول آمده: اى فرزندان من، اين الفاظ كه به سوى شما مىنويسم براى آن است كه گناه مكنيد و اگر احيانا يكى از شما گناه كرد ما نزد رب مايه تسليتى عادل داريم و او يسوع مسيح است و اين همان وسيله آمرزش خطاهاى ما است، بلكه نه تنها خطاهاى ما، كه خطاهاى همه عالم، اينها سخنانى است كه مسيحيان در معناى (فادى) خونبها شدن مسيح ع گفتهاند.
نصارا اين كلمه (يعنى مساله دار و فداء) را اساس دعوت خود قرار دادهاند و هيچ بهانه و آغازگرى جز آن ندارند و هيچ كلامى را جز با آن خاتمه نمىدهند، هم چنان كه قرآن كريم اساس دعوت خود را توحيد قرار داده، و در خطابش به رسول گراميش مىفرمايد:(قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ)[١]، حتى خود مسيح ع هم (به طورى كه انجيلها تصريح دارند و نقلش در چند سطر قبل گذشت)، اولين وصاياى خود را توحيد و محبت ورزيدن به خداى سبحان قرار مىداده.
علماى اسلام و ساير دانشمندان اشكالهاى بسيارى را كه در گفتهها و عقائد مسيحيان است، تذكر دادهاند و وجوه فساد و بطلان سخنان ايشان را ذكر كردهاند، در اين باره كتابها و رسالهها نوشته و صفحهها و طومارها پر كردهاند و اين عقائد را با ضروريات عقلى منافى و حتى با كتب عهدين نيز مناقض دانستهاند و اما ما آنچه در اين كتاب برايمان اهميت دارد انتخاب آن منافاتهايى است كه با اصول تعليم قرآنى سازگارى ندارند و بعد از بيان آنها بحث را با بيان
[١] بگو اين است راه من كه با بصيرت هم خودم و هم پيروانم به سوى خدا دعوت مىكنيم، و منزه است خدا و من از مشركين نيستم. سوره يوسف، آيه ١٠٨ .