ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٢ - مردم بر حسب مراتب قرب و بعدشان از خداى تعالى مراتب مختلفى از علم و عمل دارند
و نيز علم و معرفتهايى ديگر به ايشان نسبت مىدهند كه ان شاء اللَّه بيانش مىآيد.
طايفهاى ديگر را به نام موقنين ناميده، و مشاهده ملكوت آسمانها و زمين را خاص آنان دانسته، مىفرمايد:(وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ)[١].
طايفهاى را به عنوان منيبين معرفى كرده، و تذكر را مخصوص آنان دانسته مىفرمايد:(وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ)[٢].
طايفهاى را عالمين خوانده و تعقل مثلهاى قرآن را به آنان مختص كرده، مىفرمايد:
(وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ، وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ)[٣].
و گويا منظور از عالمان همان اولو الالباب و متدبرين است چون در آيه:(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً)[٤] مىفرمايد: چرا در قرآن تدبر نمىكنند، اگر اين قرآن از ناحيه غير خداى تعالى بود هر آينه در آن اختلافى بسيار مىيافتند و نيز در آيه:(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها)[٥] مردم را توبيخ نموده مىفرمايد: چرا در قرآن تدبر نمىكنند؟ مگر بر در دلهايشان قفل زده شده؟ و برگشت مضمون اين سه آيه شريفه به يك معنا است، و آن معنا عبارت است از علم به متشابه قرآن، و اينكه چگونه آن را به محكم قرآن برگردانند.
طايفه ديگر مطهرين اند، كه خداى تعالى ايشان را مخصوص به علم تاويل كتاب كرده و فرموده:(إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ)[٦].
طايفهاى ديگر را عنوان اولياى خدا داده، كسانى هستند كه واله و شيدا در عشق خدايند، و از خصايص ايشان اين موهبت است كه به هيچ چيزى جز خداى سبحان توجهى ندارند و بهمين جهت جز از خدا نمىترسند و به خاطر هيچ چيز اندوهگين نمىگردند، در باره
[١] ما اينچنين ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم، تا چنين و چنان شود، و تا از موقنين باشد( سوره انعام آيه ٧٥).
[٢] بجز منيبين هيچ كس متذكر نمىشود( سوره مؤمن آيه ١٣).
[٣] اين مثلها را براى همه مردم مىزنيم ولى آنها را تعقل نمىكنند مگر عالمان( سوره عنكبوت آيه ٤٣).
[٤] سوره نساء آيه ٨٢.
[٥] سوره محمد آيه ٢٤.
[٦] چون كه آن قرآنى است محترم، در كتاب مكنون، كه كسى جز مطهران با آن مساس ندارد( سوره واقعه آيه ٧٩).