ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٥ - سخنى پيرامون الهامات غيبى و خواطر شيطانى و سخنانى كه از اين دو ناحيه به گوش مىرسد
و نظير آن، آيه شريفه زير است كه خطور و الهام خدايى را نور خوانده و مىفرمايد:(وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ)[١] و آيه شريفه:(هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ، لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)[٢] است كه بيانش در تفسير كلمه سكينة در آيه (٢٤٨) سوره بقره گذشت.
و همچنين آيه:(فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ، يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ، وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ، كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ)[٣] است كه وسوسه شيطان را رجس خوانده و در آيه(رِجْزَ الشَّيْطانِ)[٤] آن را رجز ناميده.
پس از همه اين آيات بر مىآيد كه شيطان و ملائكه با آدمى تكلم مىكنند اما نه با زبان، بلكه با القاى معانى در دل او.
در اين ميان يك قسم ديگر از تكلم هست كه مخصوص خداى تعالى است، و در آيه شريفه:(وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً، أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ)[٥] از آن سخن رفته و آن را به دو قسم تقسيم كرده، يكى تكلم از راه وحى كه در اين قسم بين خدا و بندهاش حجابى نيست و دوم تكلم از وراى حجاب اين بود اقسامى از كلام خدا و كلام ملائكه و شيطانها.
اما كلام خداى سبحان آن قسمش كه به نام وحى خوانده مىشود كلامى است كه براى طرف خطابش بالذات متعين است و محال است كه يك پيامبر وحى را به چيز ديگر اشتباه كند، براى اينكه گفتيم وحى آن قسم از تكلم خدا است كه بين او و بنده مورد خطابش هيچگونه حجابى نيست، و اما آن قسم ديگر از تكلم محتاج به روشنگريها و محكمكارىهايى است كه سرانجام منتهى به وحى گردد.
و اما كلام فرشته و شيطان، آياتى كه در همين نزديكى ملاحظه كرديد در تشخيص آن دو كافى است، براى اينكه خطورهاى فرشتگان همواره توأم با شرح صدر است، و آدمى را به سوى مغفرت و فضل خدا مىخواند كه آن دو هم به ملاكهاى دينى بر مىگردد، به چيزى بر
[١] و برايتان نورى قرار مىدهد تا با آن راه زندگى را طى كنيد( سوره حديد آيه ٢٨).
[٢] سوره فتح آيه ٤.
[٣] سوره انعام آيه ١٢٥.
[٤] سوره انفال آيه ١١.
[٥] هيچ بشرى شايستگى آن را ندارد كه خدا با او تكلم كند، مگر به وحى يا از وراى حجاب( سوره شورى آيه ٥١).